کرمانشاه شهر مظلوم

اهل کرماشانم

اهل این شهر غریب

شهر مظلوم زمان

شهر مظلوم و ستمدیده اعصار و قرون

شهر مظلوم کنون

دارد آیا کسی اندیشه آبادی آن کیست آن مرد که دارد سر غمخواری آن

تا ببوسم دستش 

تا ببوسم پایش(ثابت کرمانشاهی)

کرمانشاه شهر اب و سنگ و رنگ کرمانشاه کرمانشاه شهر قشنگ سینه ستبر ایران..کرمانشاهان که تاریخ جاویدانت از وقتی که تابلوی به استان کرمانشاه وارد میشوید قلب هر کسی که متعلق به این خاک است را می فشارد.دوری از تو سخت است چه یک ماه چه 10 سال غربت از تو سخت است.

این رنج نامه را شبی برای تو نوشتم شهر ستمدیده من شهر مظلوم زمان

شب وقتی بر بلندیهای تاق بستان میایستم شهر من تو را میبینیم وقتی که لبخند میزنی وقتی که بر بلندای تاق بستان میایستم با تک تک سلول هایم هیجان مهتاب را حس میکنم.در چنین لحظاتی است که ناگهان شاعر میشوم ودلم میخواهد در وصف لحظه به لحظه تاریخ پر افتخارت حماسه بنویسم..شهر من در چنین لحظه هایی به یاد تمام قرن های عاشقانت شاعر میشوم و عاشق و غزل میگویم.

با خودم خیلی کلنجار رفتم تا اگر نمیتوانم دردی از درد های جهان پیرامونم کم کنم لا اقل آنقدر توان داشته باشم که بتوانم واقعیت دردی را بنویسم خداوندا کمکم کن اگر چنان قدرتی ندارم که ویرانی شهر فر و فرهنگ و تاریخ را میبینم لا اقل دست هایم پاک بماند تا انگشتانم به قلم رود و بدون اینکه (های) دنیا من را از یاد(او) ببرد.

نمیدانم کرمانشاه را چه بیماری فرا گرفته است که روز به روز از نظر وسعت فربه تر می شود ولی هر سال این بیمار رنگ پریده تر رنجورتر و ضعیف تر میشود حتی دیگر مسکن های موقت هم جواب این بیمار را نمیدهد و در امار هایی مانند نرخ بیکاری.سرانه مصرف کالاهای فرهنگی.اعتیاد. ایدز و... همیشه از مدعیان روی سکو رفتن هستیم در عوض چندین سال است در دیاری که روزگاری به دیار پهلوانان معروف بود در کشتی یک تیم در سطح اول کشور نداریم !!

از کدام دردت بنویسم شهر فرهیختگان و اندیشمندان که ستاره های علمی ات یا مجبور به کوچ شدند یا در سکوت پرواز کردند و بی نام و نشان  در گورستان ها آرامیده اند و یا در سکوت و ژاژ خویی تهی شدن کرمانشاهان را از فرهیختگان را نظاره میکنند.

از زخمی که در هشت سال دفاع مقدس بر تو وارد شد پهلوانانه و قهرمانه ایستادی تا حتی صدام رویای قادسیه ثانی را هم از یاد ببرد هشت سالی که بودجه های عمرانی ات صرف این میشد تا ایران به سینه ستبر و مرز داران دلیرش بنازد شهری که مردمش 8 سال دفاع مقدس را سر افراز بیرون امدند.اما نصیب مردم کرمانشاه چه بود؟کدام کارخانه بزرگ ؟کدام طرح بزرگ اقتصادی ؟کدام راه حل واقعی برای رفع بیکاری جوانانش؟

پس از جنگ کرمانشاه تبدیل شد به محلی برای کار اموزی و انواع مدیریت اصفهانی.لرستانی.بختیاری را دیدیم امروز هم افرادی که کمترین سابقه کار اجرایی را ندارند بخشدار و شهردار و مدیر میشوند.

داستان شورای شهر کرمانشاه هم غم نامه ای است که چون بارها در مورد آن نگاشتم تکراری خواهد بود شورایی که از بزرگترین کارهایش مونوریل بود طرحی که تمام اساتید با طرف و بی طرف گفتند و نوشتند که این طرح مخصوص شهر بازی ها است و با نیمی از بودجه ان میتوان متروی کرمانشاه را افتتاح کرد .

از داستان استاندارهایی بگویم که هر یک در ابتدای ورود انقدر وعده میدادند که ما مردم ساده دل کرمانشاه میپذرقتیم مثلا من از کودکی افسانه تعریض خیابان مدرس را از زبان جناب آقای نکویی را از زبان آقای نکویی شنیدم  حتما بزرگترها هم از استانداران قبل و آیندگان هم از استاندار بعد میشنوند.از استانداری کف قول داد که راه اهن در زمره پروژه مهر ماندگار است و تا پایان دولت دهم راه اهن به کرمانشاه می رسد!!البته یادگار این آقا ننگ ماندگار پروژه میدان امام حسین است که با حدود 10 میلیارد هزینه به چنین وضعی افتاده است.

از کجا بگویم از نمایندگان چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا و با سواد و بی سواد که در این مدت ما نماینده شان کردیم با رای و تلاش مردم استان کرمانشاه به مجلس فرستادیم اما تا نماینده شدند موبال هایشان را 0912 کردند و یادشان رفت که ان روستایی ساده دلی که به خاطر دیدار نماینده اش به زحمت پول رفت و امد را می پردازد و شب را در ترمینال بیتوته میکند تا نماینده اش را ببیند ولی آقای نماینده از در پشت خارج میشود!!

البته در این میان مرحوم ططری یک استثنا بود که تا اخرین روزهای زندگی اش همان صفا و صمیمیت عشایری خود را حفظ کرد.همچنین آقای سید سعید حیدری طیب هم از معدود نمایندگانی است که تهرانی نشده است.

مراکز آمزش عالی کرمانشاه از باسابقه ترین مراکز آموزش عالی است که در این میان دانشگاه رازی همچنان پرستیژ خود را حفظ کرده است ولی متاسفانه در دانشگاه آزاد کرمانشاه بدون کار کارشناسی رشته های انسانی را حذف و به جای آن رشته های مهندسی و حقوق را ایجاد کردند مهندسی الکترونیک یا عمران بدون کارگاه!!

در این میان متاسفانه کسانی که موظف به جذب نخبگان و فرهیختگان استان هستند در عمل مسئول فراری دادن نخبگان و فرهیختگان  شده اند.

اما نباید امید را از دست داد امیدوارم با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و روزنامه نگارانی که هنوز غم عشق را بر غم نان ترجیح میدهند و روزی نامه نگار نشده اند و نقد مسئولین را با برگی آگهی عوض نمیکنند شاهد باشیم این بیمار شفا پیدا کند

اعتراض شدید احزاب اصلاح طلب

بسمه تعالی
بیانیه ائتلاف احزاب اصلاح طلب استان کرمانشاه
درمورد عزل و نصب های اخیر در استان
رأی 75 درصدی مردم شهیدپرور و شرافتمند استان کرمانشاه در حماسه سیاسی 24 خرداد ماه به آقای دکتر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ملت ایران ضمن اینکه رأی اثباتی به برنامه های دولت تدبیر و امید و پذیرش گفتمان اعتدال گرایی در سپهر سیاسی و اجرائی ایران زمین بود یک « نه » بزرگ به اندیشه های افراطی گری، اقتدارطلبی و پوپولیستی افراد و جریاناتی بود که طی هشت سال گذشته زمام دولتی را بدست داشتند که پایان این دولت در مردادماه گذشته چیزی جزء بر جای ماندن یک اقتصاد ناکارآمد و تورم زا، روابط سیاسی متشنج با کشورهای خارجی، افزایش فقر و نابرابریهای اجتماعی، رواج و تقدیس دروغ پردازی و قانون ستیزی در عرصه فرهنگی کشور و ... برای کشور نبوده و نیست و اینک دولت تدبیر و امید تحت ریاست یک شخصیت انقلابی، امتحان پس داده، با تجربه و مطیع مقام معظم رهبری مرکب از وزرای با تجربه، کاردان و لایق زمام امور اجرائی کشور را بدست گرفته تا با همراهی و پشتیبانی افکار عمومی ملت و نشاط بوجود آمده در بین آحاد جامعه بتواند با درایت و عقلانیت، مشکلات و تنگناهای کشور را یکی پس از دیگری برطرف نموده و قطار مدیریت اجرائی کشور را بار دیگر در ریل اصلی خود قرار دهد و بدیهی است که این مهم میسر نمی گردد مگر اینکه تمامی مدیریت های کلان و میانی و حتی رده پائین کشور از میان افرادی انتخاب شوند که به گفته ی وزیر محترم کشور دارای دید اعتدال گرایی و معتقد قلبی به برنامه های دولت جناب آقای دکتر حسن روحانی باشند تا بتوانند برنامه های دولت جدید را در حوزه های تحت مسئولیت خود اجرائی و عملیاتی نمایند.
ائتلاف احزاب اصلاح طلب استان کرمانشاه مرکب از 10 حزب و تشکل اصلاح طلب که با همراهی آحاد مردم عزیز کرمانشاه در پیروزی دولت تدبیر و اعتدال نقش بسزایی را در خلق حماسه سیاسی ایفاء کرده است عمیقاً معتقد می باشد که آن دسته از مدیرانی که در جریان انتخابات اخیر ضمن حضور در ستادهای انتخاباتی دیگر کاندیداهای محترم ریاست جمهوری ( که البته حق قانونی و مشروع آنان بوده و هست ) در عین حال تمام تلاش و توان خود را برای جلوگیری از پیروزی آقای روحانی بکار بستند اینک نمی توانند و نباید بر مصدر مدیریت های خود همچنان تکیه زده و با تلاش برای ابقای مسئولیت های خویش در اجرای برنامه های دولت تدبیر و امید اخلال ایجاد کنند، براستی چگونه ممکن است مدیری که کوچکترین اعتقادی به دیدگاه اعتدال گرایی و برنامه های آقای روحانی نداشته و سوابق قبلی وی مملوء از اقتدارگرایی، افراطی گری، انحصارگرایی، داشتن دیدگاه امنیتی به موضوعات فرهنگی و سیاسی، ایجاد محدودیت برای احزاب و تشکل های سیاسی منتقد و مطیوعات مستقل و طرد و حرف مدیران غیر همفکر دولت قبلی و مضافاً ناکارآمدی آشکار در عرصه های مدیریتی بوده و هست بتواند سکان دار استانی یاشد که مردمان مظلوم آن با رأی قاطع به رئیس جمهور منتخب چشم امید به گشایش مشکلات دیرینه خود از قبیل بیکاری و فقر داشته باشند؟

 ائتلاف احزاب اصلاح طلب استان کرمانشاه ضمن تقبیح هر گونه تلاش از سوی هر فرد و جریانی برای ابقای چنین مدیرانی در عرصه اجرائی استان آن را به مثابه تقابل و دهن کجی با افکار عمومی استان که خواستار تغییر بوده و هستند می داند و متأسف است از اینکه طی ماههای بعد از انتخاب آقای دکتر روحانی به ریاست جمهوری اسلامی ایران مدیریت ارشد استان علیرغم بخشنامه معاون اول محترم ریاست جمهور اقدام به عزل و نصب های فله ای مدیران، فرمانداران و بخشداران استان نموده و می نماید! آنهم در آستانه تغییر استاندار و آغاز بکار نماینده ارشد دولت تدبیر و امید با مشی اعتدالی در استان کرمانشاه هر صاحب خردی می داند که این عزل و نصب ها کاملاً جهت دار بوده و هدفی جزء ایجاد چالش و تنگنا برای مدیریت بعدی استان نداشته و ندارد. به ویژه تغییر عجولانه مدیران برخی سازمان های اقتصادی و درآمدزا ( نظیر سازمان همیاری شهرداریها ) که می تواند دست استاندار بعدی را برای استفاده از درآمدهای خارج از شمول ببندد و از آنجا که بسیاری از مدیران شهرستانی منصوب شده از دوستان و سفارش شدگان برخی نمایندگان محترم شهرستان های استان می باشند عزل قریب الوقوع این مدیران توسط استاندار بعدی که قطعاً مدیران همسو و همفکر دولت جدید را در شهرستانهای استان منصوب می نماید باعث ایجاد چالش بین نمایندگان و مدیریت ارشد و جدید استان در آینده ای نه چندان دور می شود که نتیجه آن به هدر دادن فرصت های طلایی برای اعتلای استان در دولت جدید می گردد. زیرا نماینده ارشد دولت بجای برنامه ریزی برای رفع مشکلات حوزه مدیریت خود که فضایی آرام و توأم با همدلی بین مدیران و نمایندگان و افکار عمومی را می طلبد باید فکر، ذهن و وقت وی دائماً مصروف حل چالش هایی شود که بذر آن این روزها توسط نماینده دولت قبلی در جای جای استان دارد کاشته میشود و اگر از منظر ارزشهای دینی نیز به اینگونه اقدامات نگریسته شود آنرا از مصادیق بارز بداخلاقی سیاسی ناشی از تأملات روحی و روانی آقایانی می دانیم که هنوز هم حاضر نیستند رأی قاطع ملت به فرزند خود را پذیرفته و بدان تمکین نمایند. البته این رفتار مصداق این جمله معروف است که: وقتی چرخ آسیاب برای من نچرخد نمی خواهم برای دیگران هم بچرخد.
ائتلاف احزاب اصلاح طلب استان کرمانشاه

تارج میراث تاریخی ایران در پاک ترین دولت دنیا

روزنامه «همشهری» از به «تاراج» رفتن ۴۷ هزار جلد کتاب و اسناد مربوط به کاوش‌های باستان‌شناسی به همراه هزاران قطعه عکس‌ تاریخی در دولت محمود احمدی‌نژاد خبر داد.
این روزنامه در شماره روز چهارشنبه (۲۰ شهریور) خود این خبر را به نقل از یکی از کارکنان سابق مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور منتشر کرده است.
این کارمند گفته که هنگام انتقال پژوهشگاه و مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی به شیراز ۴۷ هزار کتاب به همراه هزاران قطعه از عکس‌های تاریخی این مرکز به یغما رفته است.
در گزارش روزنامه «همشهری» آمده در حال حاضر «بخشی از عکس‌های دوره پهلوی که دارای مهر مرکز اسناد بوده در خیابان منوچهری تهران به فروش می‌رسد.»
این کارمند در ادامه از ابهام در سرنوشت دستگاه‌هایی که فیلم‌ها و نگاتیوهای موجود در مرکز اسناد را بازبینی می‌کردند پس از انتقال به شیراز خبر داده است.
فریبا فرزام، رئیس سابق مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی کشور که در اعتراض به این اقدام از سمت خود کناره‌گیری کرده٬ در این‌باره گفته است: «عکس‌های بسیار زیادی نیز از بناهای تاریخی در مرکز اسناد وجود داشت که اگر از بین رفته باشند یک جنایت و خیانت به میراث فرهنگی کشور است.»
آن‌طور که خانم فرزام افزوده است: «اگر منابعی از سازمان بر اثر جا‌به‌جایی‌ها خارج یا سرقت شده باشند و در بازارهای سیاه فروخته شوند اتفاق بسیار وحشتناکی برای میراث فرهنگی است.»
مرکز اسناد و مدارک سازمان میراث فرهنگی درسال ۱۳۷۴ با هدف گردآوری گزارش‌های باستان‌شناسی، اسناد تاریخی و تشکیل بانک جامع اطلاعاتی از وضعیت میراث فرهنگی ایران راه‌اندازی شده است.

نامه حمایت از مهندس سپهر

نامه حمایت  اساتیدوکارشناسان فرهنگی و دوستداران تاریخ و فرهنگ از ریاست مهندس سپهر سرپرست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری

ای خدایی که گره ناگواریهای عالم به دست او گشایش میابد ای خدایی که سختیهای جهان به دست او آسان میگردد.(صحیفه سجادیه دعای 7)

سازمان میراث فرهنگی هر چند نام سازمان دارد اما با مجموعه های زیر نظر خود از بسیاری از وزارتخانه ها مهم تر است و دلیل اینکه تا کنون چرا این سازمان به وزارت تبدیل نشده است پرسشی است که باید در جستاری جدا به ان پرداخت.سازمان میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی در زمان مدیریت قبلی با مدیریت مهندس رحیمی و همکاران او به خصوص مهندس سپهر و مهندس احمدی نصر موفق به کسب موفقیت های فراوانی شد که جای تقدیر و تشکر فراوان دارد.

اما اکنون که مهندس رحیمی از مدیریت سازمان استعفا داده اند دغدغه اهل فر و فرهنگ به این موضوع است که جانشین ایشان چه کسی می باشد در این میان نامهای عنوان میشوند که برخی از این افراد کمترین تخصصی در این زمینه ندارند و بدون شک فردی که تخصص ندارد بدون شک نیز تعهد و توانایی انجام مسئولیت در چنین سازمانی را ندارد.

در این میان با انتصاب شایسته و به جای مهندس سپهر بخشی از دغددغه های اهالی فرهنگ برطرف شد.و از تمامی مسئولان انتظار میرود بر راه حمایت از نظام شایسته سالاری و گام برداشتن اپیستمه دانایی از این انتخاب شایسته حمایت نمایند.

 همچنین باز مدیران ارشد استان و نمایندگان محترم استان درخواست میشود که در انتخاب رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نظرات متخصصین و کارشناسان این حوزه را در نظر بگیرند تا بهترین انتخاب را در دولت تدبیر و امید انجام گیرد.

اینجانب به عنوان دبیر انجمن علمی زاگرس که به صورت تخصصی در حوزه تاریخ و باستان شناسی فعالیت میکند و با توجه به اینکه همراه تیم کارشناسی انجمن که فارغ التحصیلان و اساتید تاریخ و باستان شناسی و گردشگری آن را تشکیل میدهد به صورت اجمالی معیارهایی که مدیر این سازمان باید از آن برخوردار باشد را ذکر میکنم وامیدوارم با توجه به این نظرات حمایت کامل از  بهترین انتخاب برای مدیریت این سازمان در نظر گرفته شود.

-تحصیلات مرتبط:بدون شک نخستین عامل دارا بودن مدرک دانشگاهی مرتبط مانند تاریخ.باستان شناسی.مدیریت توریست و... میباشد مگر نه هر فرد دیگری با تحصیلات غیر مرتبط فقط چند سال طول میکشد تا متوجه شود تا مثلا مفهوم سایت باستان شناسی را فرا بگیرد و یا با آثار تاریخی استان اشنا شود.

-تعلق به بدنه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری :

مدیر این سازمان باید از بدنه این سازمان انتخاب شود.مدیری که از روند فعالیت های سازمان اطلاع دارد میداند روند ثبت جهانی تاق بستان در چه مرحله ای قرار دارد و یا در کجای استان پروِژه های جذب گردشگر در چه مرحله ای است و یا روند حفریات گروه ژاپنی در حفاری علمی در چه مرحله ای قرار دارد.بدون شک هر فردی خارج از بدنه سازمان حداقل 2 سال طول میکشد تا کارمندان و همکاران خود را بشناسد بنابر این سپردن سکان این سازمان به هر فردی خارج از سازمان جفا به مردم و از بین بردن حقوق انهاست

-توانایی و کار ازمودگی

متاسفانه در دولت پیشین شاهد بودیم مدیریت های این سازمان در دست افرادی قرار میگرفت که بعضا دوران پس ازبازنشستگی خود را در این سازمان سپری کنند و در واقع کار دوم انها در سازمانی به این اهمیت بود.بنابر این انتظار میرود افرادی کارآزموده و متخصص و جوان را در مدیریت این سازمان در کرمانشاه انتخاب نمایند. ولی مهندس سپهر به طور نمونه در کرمانشاه هر  جا مراسمی در راستای هرهنگ و تمدن کرمانشاه بود فعالانه شرکت داشته است  وهم دارای تحصیلات مرتبط و هم کارآزموده (برگزاری مراسم های بزرگی مانند روز کرمانشاه در کاخ سعد آباد و فعالیت ایشان در نوروز امسال همچنین ارتباط ایشان با اساتید دانشگاه و علاقه ایشان به شغل خود و شرکت در همایش های تخصصی و ارائه مقالات تخصصی همچنین نیروی جوانی همان اکسیری است که برای این سازمان لازم است.

جدا از تمام این موارد ویژگی منحصر به فرد و تلاش بی وققه ایشان بوده است.به طوری که در زمان تعطیلات نوروز ایشان با توانایی مثال زدنی در معرفی کرمانشاه گهواره تمدن فعالیت میکردند.جدا از تمام این ویژگی ها ایشان یک ادیب و نویسنده و پژوهشگر می باشد که چندین جلد کتاب و صد ها مقاله و گفتگو حاصل این موضوع است

به همین دلیل انجمن زاگرس-انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری همچنین  اساتید دانشگاه و مدیران تورهای گردشگری خواستار حمایت همه جانبه از مهندس سپهر میباشیم.

رونوشت:

استانداری کرمانشاه

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور

کمیسیون فرهنگی مجلس

مجمع نمایندگان استان شهید پرور کرمانشاه


آشنایی با روش تحقیق و پِژوهش و راهنمای نگارش پایان نامه1

تذکر:تمامی حقوق این مجموعه به نگارنده اختصاص دارد هر گونه کپی برداری و تکثیر بدون اجازه نگارنده غیر قانونی و قابل پیگرد قانونی است.

سعید قاسمی:مدرس دانشگاه و مولف کتاب روش تحقیق و پژوهش در علوم انسانی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه : در ابتدا لازم مي دانم تعريف جامع و مختصري از كلمه پروپوزال( (Proposalارائه نمايم و سپس تدوين يك پروپوزال را بطور خلاصه بيان خواهم نمود .
پروپوزال (
Proposal): در لغت به معني پيشنهاد است و در واقع مي توان با آن ماكت و اسكلتي از كار اصلي را ارائه داد.
‌همچنين براي تصويب يك طرح پژوهشي و تامين اعتبار آن ، لازم است تا پژوهشگر قصد پژوهشي خود را در پيشنهاد طرح پژوهشي (
Proposal) به اطلاع افراد ذيربط و كساني كه اعتبار مالي طرح را تامين مي كنند برساند شايد در اينجا مناسب باشد بجاي كلمه يProposal از كلمهdesign استفاده نمود اماچون كلمهProposal معمول شده اينجانب نيز طرح پيشنهاده را Proposal تعريف نموده و به شرح آن مي پردازم . در پيشنهاد طرح تحقيق (Proposal) ، اهداف ، سئوالات و فرضيه ها ، ويژگيها ي روش اجراي تحقيق ، زمان و هزينه هاي لازم براي اجراي طرح تحقيق بايد به نحوي روشن و قانع كننده بيان شود . پژوهشگر بايد نهايت تلاش خود را بعمل آورد تا داوران طرح به سهولت به هدف پژوهش و ضرورت اجراي آن با توجه به طرح پيشنهادي (Proposal)پي برند.
اما قبل از اجراي يك پروپوزال لازم است پژوهشگر مشخصات خود را كه شامل نام ، نام خانوادگي، شغل ، سمت فعلي ، درجات علمي ، سوابق تحصيلي ، فعاليتهاي پژوهشي و سوابق شغلي و همچنين مشخصات همكاران اصلي طرح (شامل نام ، شغل ، درجه علمي و نوع همكاري ) بصورت طبقه بندي و در قالب و فرمتي در ابتداي پروپوزال (
Proposal)بياورد .
اجزاي يك پروپوزال(
Proposal):ا- عنوان 2- ضرورت و اهميت تحقيق 3-طرح مساله 4- شناسايي وبيان مساله 5- اهداف تحقيق 6- سئوالات تحقيق 7- فرضيات تحقيق 8- پيشينه تحقيق 9- روش تحقيق 10-ابزار اندازه گيري تحقيق 11- جامعه آماري 12- حجم نمونه 13- تجزيه و تحليل داده ها 14- شرح چارچوبهاي نظري تحقيق 15- بودجه وخدمات 16- فهرست منابع و ماخذ تحقيق

1- عنوان:
پس از آنكه پژوهشگر موضوع تحقيق را با توجه به علاقه ، توانايي خود و بديع بودن ، قابل پژوهش بودن، اهميت و اولويت داشتن و در دسترس بودن منابع اطلاعاتي و مالي موضوع انتخاب نمود بايد اين موضوع را با يك عنوان كه در برگيرنده تمام موضوع تحقيق باشد بيان نمايد .
عنوان تحقيق به فراخور نوع تحقيق ( بنيادي ، كاربردي و ... ) بايد در عين خلاصه بودن دقيقاً بيان نمايد كه در حين تحقيق چه متغيير هايي بررسي خواهد شد ، همچنين مي بايست جامعه تحقيق ، زمان و مكان تحقيق در عنوان كاملاً مشهود باشد( در مورد تحقيقات كاربردي) .
بطور مثال مي توان به عناوين ذيل اشاره نمود :
الف – بررسي رابطه فقر و افت تحصيلي دانش آموزان دوره ابتدايي محمد آباد در سال تحصيلي 86-85 .
همانگونه كه ملاحظه مي كنيد دوره تحصيلي ، زمان و شهر (جامعه تحقيق) ، متغييرها فقر و افت تحصيلي در عنوان فوق كاملاً مشهود است و يا مي توان در موضوع هاي اجتماعي عنوان ذيل را مثال زد .
ب- شناسايي روند گرايش جوانان شهر اصفهان نسبت به مشاغل مختلف در دودهه گذشته .
در اين عنوان نيز زمان ، جامعه و متغيير مشهود است .
1-1- متغييرها
لازم است متغييرهاي تحقيق نيز به طور خلاصه بيان گردد. متغييرها را مي توان از نظر ماهيت مقادير به دو دسته تقسيم نمود الف– متغييرهاي كيفي(يا مقوله اي شامل حالت هاي گوناگون يك ويژگي است)، مانند : مذهب، شغل ، گروه خوني و ... ب- متغييرهاي كمي ( متغييرهايي كه جهت اندازه گيري آنها مي توان اعداد را به وضعيت آزمودني و طبق قاعده اي معين منتسب كرد) كه به دو نوع 1- متغيير كمي گسسته، مانند: تعداد فرزندان و تعداد كتب و ... 2- متغييركمي پيوسته ، مانند: قد و وزن و ...
همچنين بطور كلي متغييرها را از نظر نقش مي توان به پنج دسته تقسيم نمود .
1- متغييرمستقل 2- متغيير وابسته 3- متغيير تعديل كننده 4- متغيير كنترل 5- متغيير مداخله گر
1- متغييرمستقل: يك ويژگي از محيط فيزيكي يا اجتماعي است كه بعد از انتخاب و دخالت پژوهشگر ،مقاديري را مي پذيرد تا تاثيرش بر ديگر متغييرها مشاهده شود .
2- متغيير وابسته: متغييري كه تغييرات آن تحت تاثير متغيير مستقل قرار مي گيرد.
بطور مثال در موضوع بررسي تاثير شيوه هاي تشويق بر يادگيري دانش آموزان ، يادگيري بعنوان متغيير وابسته و شيوه هاي تشويق بعنوان متغيير مستقل ايفاي نقش مي كنند.
3- متغيير تعديل كننده: متغيير كيفي يا كمي است كه جهت يا ميزان رابطه ميان متغييرهاي مستقل و وابسته را تحت تاثير قرار مي دهد.
بطور مثال در بررسي تاثير شيوه هاي مختلف تشويق بر يادگيري دانش آموزان دختر و پسر ، جنسيت نقش متغيير تعديل كننده را ايفا مي كند ، اين متغيير را متغيير مستقل دوم نيز مي گويند.
4- متغيير كنترل: در يك تحقيق ، پژوهشگر نمي تواند تاثير تمام متغيير ها را بر يكديگر مطالعه كند لذا بايد برخي متغييرها را كنترل كرده و آنها را خنثي نمايد.
بطور مثال در «چه رابطه اي ميان پيشرفت تحصيلي و عزت نفس دانش آموزان دختر سوم راهنمايي وجود دارد ؟
اثر پايه تحصيلي و جنسيت بر پيشرفت تحصيلي و عزت نفس كنترل مي شود.
5- متغيير مداخله گر:متغييري است كه محقق براي استنتاج از نحوه تاثير متغيير مستقل بر متغيير وابسته مورد نظر قرار مي دهد .
بطور مثال در يك طرح تحقيق كه هدف آن بررسي تاثير روش آموزش برنامه اي در مقايسه با سخنراني براي دروس رياضي پايه پنجم ابتدايي است ، متغيير مستقل روش تدريس و متغيير وابسته پيشرفت تحصيلي دانش آموزان است و از آنجاكه يادگيري متغييري است كه تاثير متغيير مستقل بر متغيير وابسته را تحت تاثير قرار مي دهد و مشاهده آن به طور مستقيم امكان پذير نمي باشد ، متغيير مداخله گر ناميده مي شود.

1-2- مقياس متغييرها:
بطور خلاصه مي توان متغييرها را با پنج مقياس زير اندازه گيري نمود :
1- اسمي( مانند خوب و بد ، شاد و غمگين ، 0و1، مجرد و متاهل و گروههاي خوني ) 2- رتبه اي(در اندازه گيري آنها ترتيب و رتبه اي قائل شويم مانند عالي ،خيلي خوب ، خوب ، متوسط و بد) 3- فاصله اي(هم ترتيب اشيا و هم فاصله بين آنها مشخص گردد مانند نمرات دانش آموزان در يك درس ) 4- نسبتي(اين مقياس دقيق ترين مقياس اندازه گيري است و داراي ارزش صفر حقيقي مي باشد ، نقطه اي در مقياس نمايانگر فقدان كامل ويژگي مورد اندازه گيري است و نقاط مختلف اين نوع مقياس قابل مقايسه اند مثلا 9 سال سه برابر سه سال است و اين نسبت برابر با 6 سال به دو سال است اما بهره هوشي يك مقياس فاصله اي است چون صفر مطلق ندارد ، لذا برتري هوشي فردي با بهره هوشي 120 نسبت به فردي با بهره هوشي 100 برابر با برتري فردي با بهره هوشي 144 به فردي با بهره هوشي 120 نمي باشد .)

2- ضرورت و اهميت تحقيق:
پژوهشگر تحقيقي را انتخاب مي كند كه ماهها برآن وقت صرف خواهد نمود لذا بايد به موضوع انتخابي خود علاقه مند باشد همچنين مواردي چون بديع بودن ، پژوهش پذير بودن ، اهميت و اولويت ، توانايي پژوهشگر ، تامين منابع مادي و اطلاعاتي ، به صرفه بودن و ... را بايد توجه نمايد و با توجه به محورهاي ذكر شده فوق اين بند طرح پيشنهاده خود را نيز تكميل نمايد در اين مرحله پژوهشگر بايد ضرورت و اولويت انجام اين تحقيق را براي مخاطب روشن نمايد.
3- طرح مساله:
پژوهشگر در اين قسمت بايد بكوشد سئوالهاي وسوسه انگيز بسوي تحقيق جذب كند و ذهن مخاطب را از امور بديهي و هميشگي دور سازد وچالشي در ذهن او پديد آورد.


4- شناسايي و بيان مساله:
در اين مرحله پژوهشگر زمينه اي را به تصوير مي كشد كه در آن مساله رخ داده است همچنين در اين مرحله ويژگي هاي مساله ، گستردگي و علل احتمالي بروز آن نيز شناسايي مي گردد .
شايد بيان يك مساله روشن ، دقيق و قابل اجرا مشكلترين مرحله يك تحقيق باشد چرا كه بايد بتواند بخوبي اهميت مساله ، تحديد مساله در يك حوزهء تخصصي ، اهداف كلي در مورد تحقيقات انجام شده و چارچوبي براي ارائه نتايج تحقيق را بيان كند .


5- اهداف تحقيق :
در اجراي پژوهش هاي علمي پس از بيان مساله تحقيق ، پژوهشگر قصد خود را به صورت عملياتي كه از طريق مشاهده هاي عيني قابل دستيابي است بيان مي كند . در برخي از پژوهشها محقق به جاي طرح سئوال هاي پژوهشي يا فرضيه ، فقط به بيان هدف مي پردازد.
براي مثال ، هدف يك تحقيق تحقيق را مي توان به صورت زير بيان نمود :‌مشخص كردن سير تحول آموزش فني – حرفه اي در ايران .
براي بيان هدف بايد از يك فعل كنشي استفاده كرد . در مثال فوق «مشخص كردن » به عنوان فعل كنشي به كار رفته است .
اما هدف بالا بايد در اهداف جزيي متبلور شود به طور مثال مي توان با توجه به ابعاد مساله، اهداف جزيي ذيل را در نظر گرفت :
1- چگونگي پديد آمدن آموزش و پرورش در ايران .
2- رابطه آموزش فني – حرفه اي با ساير آموزش هاي رسمي كشور .

6- سئوالات تحقيق:
مساله ي تحقيق مي تواند در مطالعات كيفي و كمي بصورت سئوال بيان شود و غالباً شكل سئوالي بيان مساله ارجح است چرا كه ساده و گويا است و پژوهشگر را به سمت پاسخح دادن به اين سئوالات سوق مي دهد .
سئوالات تحقيق را مي توان به سه دسته تقسيم كرد : الف – توصيفي ب- رابطه اي ج- تفاوتي
الف – سئوالات توصيفي : در اين سئوالات از كلمات پرسشي « چه مي باشد؟» ، « چيست ؟» ، «چگونه است ؟» و ... استفاده مي شود . براي مثال ، در مساله ، پيشرفت تحصيلي دانش آموزان سوم راهنمايي مناطق تابعه شهرستانهاي استان تهران شركت كنندگان در آزمون پيشرفت تحصيلي ، مي توان نوشت : سطح پيشرفت تحصيلي دانش آموزان سوم راهنمايي مناطق تابعه شهرستانهاي استان تهران شركت كنندگان در آزمون پيشرفت تحصيلي چگونه است ؟
ب- سئوالات رابطه اي :در اين دسته سئوالات ، چگونگي رابطه ي دو يا چند متغيير مورد نظر قرار مي گيرد . براي مثال ، چه رابطه اي بين مفهوم خود و پيشرفت تحصيلي وجود دارد ؟
ج- سئوالات تفاوتي : اين سئوال ها با تفاوت سطوح متغييرها سروكار دارد و معمولاً به شكل زير بيان مي شود :
آيا بين پيشرفت تحصيلي دختران و پسران پايه سوم راهنمايي تفاوتي وجود دارد ؟

7- فرضيات تحقيق :
فرضيات تحقيق حدس و گمان هاي خردمندانه اي است كه پژوهشگر در مورد روابط دو يا چند متغيير تحقيق خود دارد . فرضيات تحقيق بايد بصورت خبري بيان شود و نشان دهنده نتايج مورد انتظار از تحقيق باشد، بطور مثال :«بين مفهوم خود و پيشرفت تحصيلي رابطه مثبتي وجود دارد»
يك فرضيه هيچگاه اثبات يا ابطال نمي شود ، بلكه براساس داده هاي بدست آمده فقط تاييد يا رد مي شود . فرضيه ها بطور منطقي حدس ، گمان واحتمالي هستند و شواهد تجربي پژوهشگر را قادر مي سازد تا به نتيجه برسد كه بيان آن از نظر احتمالي صحيح است و بطور منطقي مي توان آنرا قبول كرد .
هرچند در بالا گفته شد كه فرضيات براساس حدس و گمان و احتمال پژوهشگر بيان مي گردند اما لازم به توضيح است كه اين حدس و گمان بايد بر اساس مفاهيم و يا نظريه هاي مرتبط با مساله و مشاهده هاي تجربي ناشي از تحقيقات قبلي باشد .

8- پيشينه تحقيق:
بطور كلي مي توان گفت پيشينه تحقيق نقد و بررسي دانش و اطلاعات موجود درباره موضوع تحقيق مورد نظر است . اگر اين نقد و بررسي درست انجام شود به بيان مساله كمك شاياني خواهد نمود.
در اينجا از اهداف نوشتن پيشينه تحقيق مي توان به 4 مورد ذيل اشاره نمود:
الف – تعريف و تحديد مساله : پژوهشگر مي تواند با مطالعه تحقيق هاي پيشين با گستره موضوع مورد مطالعه آشنا شود و با توجه به مفهومي كه در اين باره يافته است موضوع هاي فرعي آنرا مشخص كرده و مساله تحقيق را محدودتر كند.
ب- قرار دادن يافته هاي تحقيق در چارچوب تحقيقات قبلي : يعني پژوهشگر بيان مي كند كه تحقيقات قبلي چه سهمي در روشن شدن مساله مورد بررسي داشته اند و تحقيق خود چه نقشي در گسترش دانش درباره مساله مورد مطاله و بررسي خواهد داشت .
ج- اجتناب از دوباره كاري : پيشينه تحقيق مي تواند به پژوهشگر كمك كند تا از تكرارهاي ناخواسته خودداري نمايد و اگر تحقيق مشابهي انجام شده شايد پژوهشگر بخواهد عمداً تحقيق را براي اطمينان از نتايج آن تكرار كند.
د- انتخاب روش ها و ابزار اندازه گيري دقيق تر: با بررسي پيشينه تحقيق مي توان از ابزار اندازه گيري ، روش نمونه گيري و امثال آن آگاه شد و به نقاط قوت و ضعف آن پي برد و براي تحقيق موجود طرح تحقيق مناسبي را در نظر بگيرد.
براي پيشينه تحقيق مي توان از منابعي مانند: مطالعات ، نوشته هاي يك نظريه پرداز و محقق ، گزارش يك نظريه يا ناظر ، مطالعات تجربي منتشر شده در مجلات(علمي و فصلنامه ها)، نمايه ها و چكيده ها ، گزارش هاي تحقيق و پايان نامه ها ، كتابها ، مقالات منتشرشده استفاده نمود.

9- روش تحقيق:
در پژوهش هاي علوم رفتاري با دو رويكرد مواجه هستيم :
الف – رويكرد خردگرايانه ب-رويكرد طبيعت گرايانه
حوزه علوم رفتاري ، از جمله روان شناسي و علوم تربيتي ، انتخاب رويكرد انجام پژوهش بر پايه ي جهان بيني و نوع مثال فكري( پارادايم : مجموعه اي از مفروضه ها ، مفاهيم يا گزارش هاست كه از نظر منطقي به طور انعطاف پذيري به هم مرتبط بوده و جهت فكري و پژوهش را هدايت مي كند .
رويكرد خردگرايانه يعني واقعيت چيزي است كه فرد مي تواند به وسيله حواس خود آنرا تجربه كند. مثلاً : تاثير رفتار معلم بر يادگيري دانش آموزان را مي توان بدون مطالعه ي ساير متغييرها كه بر يادگيري دانش آموزان اثر مي كند بررسي كرد.
رويكرد طبيعت گرايانه نيز براين فرض استوار است كه واقعيت چيزي نيست كه همه بطور يكسان آن را مشاهده كنند و تجربه مشابهي از آن بدست آورند ، بنابراين در رويكرد طبيعت گرايانه مفروضه اصلي مورد تاكيد آن است كه واقعيت مورد مشاهده به تفسير افراد و ذهنيت آنان بستگي دارد .
بطور كلي روش هاي تحقيق در علوم رفتاري را مي توان با توجه به دو ملاك الف – هدف تحقيق ب- نحوه گردآوري داده ها تقسيم كرد .
الف – دسته بندي تحقيقات بر اساس هدف :
1- تحقيق بنيادي : هدف اين تحقيق آزمون نظريه ها ، تبيين روابط بين پديده ها و افزودن به مجموعه دانش موجود در يك زمينه خاص است.
2- تحقيق كاربردي : هدف از تحقيقات كاربردي توسعه دانش كاربردي در يك زمينه خاص است يعني اين تحقيقات به سمت كاربرد عملي دانش هدايت مي شوند.
3- تحقيق توسعه اي: به منظور تدوين و تشخيص مناسب بودن يك فراورده آموزشي (طرح ، روش ها و برنامه هاي درسي ) انجام مي شود .
ب- دسته بندي تحقيقات بر اساس نحوه گردآوري داده ها :
1- تحقيق توصيفي(غيرآزمايشي) 2- تحقيق آزمايشي 3- ساير روش ها
1- تحقيق توصيفي(غيرآزمايشي) : شامل مجموعه روش هايي است كه هدف آنها توصيف كردن شراتيط يا پديده هاي مورد بررسي است . اجراي تحقيق توصيفي مي تواند صرفا براي شناخت بيشتر شرايط موجود يا كمك رساندن به فرايند تصميم گيري باشد. تحقيقات توصيفي را مي توان به پنج دسته تقسيم كرد : ( پيمايشي، همبستگي، اقدام پژوهي، بررسي موردي ، تحقيق پس – رويدادي يا علي – مقايسه اي)
1-1- تحقيق پيمايشي : براي بررسي توزيع ويژگيهاي يك جامعه آماري روش تحقيق پيمايشي بكار مي رود.و براي پاسخ به سئوالات پژوهشي مانند سئوال هاي زير بكار مي رود. الف – ماهيت شرايط موجود چگونه است ؟ ب- چه رابطه اي ميان رويدادها وجود دارد ؟ ج- وضعيت موجود چگونه است ؟
همچنين اين تحقيق را مي توان به سه دسته روش مقطعي ، طولي و دلفي تقسيم نمود.
1-2- تحقيق همبستگي:در اين نوع تحقيق رابطه ميان متغييرها بر اساس هدف تحقيق تحليل مي گردد. تحقيق همبستگي را مي توان بر اساس هدف به سه دسته الف- مطالعه همبستگي دو متغييري ب- تحليل رگرسيون ج- تحليل ماتريس همبستگي يا كواريانس
1-3- اقدام پژوهي: هدف اين دسته از پژوهش هاي آموزشي ، توصيف شرايط يا پديده هاي مربوط به نظام آموزشي مي باشد . با استفاده از اقدام پژوهي مي توان موقعيت هاي نامعين ملموس مربوط به اقدام ها و عمليات آموزشي را مشخص كرد.هريك از افرادي كه در نظام آموزشي دست اندركار فعاليتهاي آموزشي مي باشند و به ويژه با فرايند ياددهي – يادگيري سروكار دارند ، مي توانند براي شناخت « مشكلات مبتلا به » آموزشي و پي بردن به راههاي كاهش اين مشكلات ، اقدام پژوهي را بطور انفرادي يا گروهي بكار برند. اين نوع تحقيق مي تواند بازخورد لازم براي بهبود واحدهاي آموزشي ، فرايند ياددهي – يادگيري و نيز ارزيابي آموخته ها ، را فراهم آورد.
1-4- بررسي موردي: بر خلاف پژوهش هاي آزمايشي، در اين روش پژوهشگر به دستكاري متغيير مستقل و مشاهده اثر آن بر متغيير وابسته نمي پردازد و يا مانند پژوهشگر پيمايشي كه با انتخاب نمونه اي با حجم وسيع و معرف از جامعه درباره تعدادي از متغييرها به بررسي مي پردازد ، عمل نمي كند ، بلكه به انتخاب يك «مورد» پرداخته و آن را از جنبه هاي بي شمار بررسي مي كند .
5- تحقيق پس – رويدادي (علي – مقايسه اي): معمولاً به تحقيقاتي گفته مي شود كه در آنها پژوهشگر با توجه به متغييروابسته به بررسي علل احتمالي وقوع آن مي پردازد. به عبارت ديگر تحقيق علي – مقايسه اي گذشته نگر بوده و سعي بر آن دارد كه از معلول به علت احتمالي پي برد. مثلاً به منظور شناسايي علل احتمالي شكست تحصيلي دانش آموزان مي توان از اين روش استفاده كرد .
2- تحقيق آزمايشي : به منظور برقراري رابطه ي علت – معلولي ميان دو يا چند متغيير از طرح هاي آزمايشي استفاده مي شود . در اين تحقيق گروه هاي آزمايشي و گواه مورد نظر قرار مي گيرند و از طريق آنها تفاوت هاي ميان آزمودني ها كنترل مي شود . اين كنترل را مي توان از طريق يكي از شيوه هاي ذيل بعمل آورد .
الف – انتساب تصادفي ب- همتا نمودن تصادفي ج- انتخاب همگن د- تحليل كواريانس ه- استفاده از آزمودني ها بعنوان كنترل خودشان .
2-1- انتساب تصادفي: در انتساب تصادفي هر يك از آزمودني ها با شانس مساوي به گروه آزمايشي يا گروه گواه منتسب مي شوند.
2-2- همتا كردن تصادفي: در اين شيوه سعي برآن است كه آزمودني هاي انتخاب شده از نظر متغيير ناخواسته همگن باشند. مثلا در يك آزمايش مي توان دانش آموزان را از نظر نمره هوش در زوج مرتب هاي يكسان قرار داد و بطور تصادفي يكي را در گروه گواه و ديگري را در گروه آزمايشي قرار داد .
2-3- انتخاب همگن: در اين انتخاب ، نمونه اي از آزمودني ها كه از نظر متغيير ناخواسته «همگن» هستند انتخاب مي شوند.سپس از ميان آنها به گروههاي گواه و آزمايشي منتسب مي شوند. براي مثال در تحقيق تاثير روش تدريس بر يادگيري بي سوادان بزرگسال ، پژوهشگر شك كند كه آيا سن بر متغيير وابسته تاثير دارد لذا گروه بي سوادان 25 تا 30 سال را انتخاب و روش تدريس را برآنان آزمايش مي كند .
2-4- تحليل كواريانس: براي كنترل متغيير ناخواسته مي توان از شيوه ي تحليل كوواريانس استفاده كرد . در اين شيوه داده هاي مربوط به متغيير ناخواسته ، كه قبل از اجراي آزمايش به دست مي آيد ، در تحليل نتايج مورداستفاده قرار مي گيرد .براي مثال توانايي قبلي بزرگسالان را مي توان با نمره هاي پيش- آزمون مورد سنجش قرار داد و سرانجام نمره ها را به عنوان اندازه گيري متغيير ناخواسته در تحليل نهايي دخالت داد ، بدين طريق اثرات «توانايي و دانش اوليه ي بي سوادان در خواندن » در هر دو گروه آزمايشي و گواه كاهش مي يابد .
2-5- استفاده از آزمودني ها به عنوان كنترل خودشان:مي توان بر افراد يك گروه آزمودني « عمل » آزمايشي را اجرا كرد و همان افراد را به عنوان كنترل خودشان مورد مشاهده قرار داد ، سپس نتيجه « عمل» را در قبل و بعد از اجراي « عمل » آزمايشي مشاهده و مقايسه كرد . براي مثال در تحقيق دو شيوه تدريس ابتدا يك روش تدريس شده و سپس شيوه دوم و در نهايت اثرات دو روش بررسي مي شود .
2-6- تحقيق شبه آزمايشي: معمولاً در تحقيقات علوم رفتاري استفاده از روش هاي انتساب تصادفي دشوار است . به طرح هاي آزمايشي كه در آن ها نتوان از انتساب تصادفي استفاده كرد ، طرح هاي شبه آزمايشي گويند . انواع طرح هاي شبه آزمايشي به شرح زير مي باشد : الف – طرح هاي تك – گروهي سري هاي زماني ب- طرح هاي شبه آزمايشي با گروه گواه ج-طرح هاي تك آزمودني .
3- ساير روش ها:
3-1- روش تحقيق تاريخي: سئوالاتي مانند « تشكيلات و نظام آموزشي كشور چگونه تحول يافته ؟» را مي توان با استفاده از روش تاريخي پاسخ داد . هدف از تحقيق تاريخي به كار بردن داده هاي مربوط به واقعيت هاي مرتبط با رويدادهاي گذشته و تفسير آن ها است . از اين طريق مي توان به عوامل مؤثر در بروز وقايعي كه در گذشته رخ داده است پي برد و رويدادهاي زمان حال را بهتر شناخت ..
3-2- روش تحقيق فلسفي: روش فلسفي با توجه به ماهيت خود ( تجزيه و تحليل مفاهيم ) كاربرد فعالي در كليه زمينه هاي علمي از جمله تعليم و تربيت دارد پژوهشگران تعليم و تربيت به دنبال آموزش روش هاي چگونگي كسب دانش و تدوين نظريه هايي درباره يادگيري هستند و قبل از هر چيز به درك دانش و تعريف آن در معناي واقعي خود نياز دارند و اين تعريف در مفاهيم فلسفي يافت مي شود .فيلسوف از طريق مطالعه يادگيري و فرايند ياددهي به «علم در حيطه عمل» آگاهي مي يابد و متخصصان تعليم و تربيت با كمك مفاهيم فلسفي به روابط و نكات افتراقي ميان دانش از يك طرف و غريزه ، نگرش ها ، نهادها ؛ عادت ها و يا احساسات از طرف ديگر و همچنين به تفاوت بين يادگيري و تجربه پي مي برد .
3-3- روش تحقيق قوم نگاري: در اين تحقيق پژوهشگر به توصيف علمي فرهنگ ها ي مختلف مي پردازد . باتوجه به تعريف فوق ، هدف تحقيق قوم نگاري ثبت و توصيف رويدادها ، فرايندها در شرايط طبيعي و ويژه آنها مي باشد . از اين تحقيق مي توان در تعليم و تربيت استفاده نمود، تحقيقات قوم نگاري در تعليم و تربيت ، توصيف علمي از سيستم هاي ياددهي – يادگيري ، فرايند ها و پديده هاي تربيتي در درون بافت هاي ويژه نظام هابي آموزشي فراهم مي آورد.
3-4- تحليل محتوا :‌ براي بررسي محتواي آشكار پيام هاي موجود در يك متن مي توان از روش تحليل محتوا استفاده نمود .

10- ابزار اندازه گيري در تحقيق:الف – پرسشنامه ب- مصاحبه ج- مشاهده د- مقياس هاي اندازه گيري نگرش ها ه- آزمون هاي رواني – تربيتي و- قابليت اعتماد ابزار اندازه گيري
الف – پرسشنامه : پرسشنامه يكي از ابزارهاي رايج تحقيق است و روشي مستقيم براي كسب داده هاي تحقيق است . از اين طريق مي توان دانش ، علايق ، نگرش و عقايد فرد را مورد ارزيابي قرار داد ، به تجربيات قبلي پي برد و به آنچه در حال حاضر انجام مي دهد آگاهي يافت .
ب- مصاحبه : با اين ابزار امكان برقراري تماس مستقيم با مصاحبه شونده فراهم مي گردد و با اين كار مي توان به ارزيابي عميق تر ادراك ها ، نگرش ها ، علايق و آرزوهاي آزمودني پرداخت
ج- مشاهده : يكي از ابزار جمع آوري داده ها در علوم رفتاري خصوصاً در روان شناسي تحولي و اجتماعي ، مشاهده است . مشاهده عبارتست از شناسايي ، نامگذاري ، مقايسه ، توصيف و ثبت آنچه روي مي دهد .
د- مقياس هاي اندازه گيري نگرش ها : از جمله ابزار گرد آوري داده ها در تحقيقات علوم رفتاري ، مقياس هاي اندازه گيري نگرش است . بطور كلي مقياس ها براي سنجش نگرش ها ، قضاوت ها ، عقايد و ساير خصيصه هايي كه به آساني قابل اندازه گيري نيستند به كار مي رود . براي اندازه گيري نگرش ها مي توان از مقياس هاي ذيل استفاده كرد : مقياس ليكرت ، مقياس افتراق معنايي ، مقياس ثرستون ، مقياس گاتمن و مقياس فاصله اجتماعي بوگاردوس .
ه- آزمون هاي رواني – تربيتي : در تحقيقات علوم رفتاري ، از آزمونهاي رواني – تربيتي به عنوان يكي از ابزارهاي گردآوري داده ها استفاده مي شود. آزمون وسيله اي است براي اندازه گيري منظم نمونه هايي از رفتار آزمودني . آزمون براي ارزيابي تفاوت هاي فردي و يا تفاوتهايي كه در فرد در مواقع مختلف ديده مي شود ، بكار مي رود . آزمونها بر اساس خصيصه اندازه گيري شده به سه گروه بزرگ تقسيم مي شوند :
آزمون هاي هوش و استعداد ، آزمون هاي پيشرفت تحصيلي و آزمون هاي رغبت ، نگرش و شخصيت .
و- قابليت اعتماد ابزار اندازه گيري : قابليت اعتماد يكي از ويژگيهاي فني ابزار اندازه گيري است و به اين معني است كه ابزار اندازه گيري در شرايط يكسان تا چه اندازه نتايج يكساني را بوجود مي آورد : براي اين كار مي توان از روش هاي ذيل به اين خواسته دست يافت :
1- اجراي دوباره آزمون يا روش بازآزمايي 2- روش موازي يا استفاده از آزمونهاي همتايي 3- روش تنصيف(دو نيمه كردن) 4- روش كودر-ريچاردسون 5- روش آلفاي كرونباخ

11- جامعه آماري:

يك جامعه آماري عبارت است از مجموعه اي از افراد يا واحدها كه داراي حداقل يك صفت مشترك باشند. بطور معمول در هر تحقيقي جامعه مورد بررسي يك جامعه ي آماري مي باشد كه پژوهشگر مايل است درباره صفت (صفت ها) متغيير واحدهاي آن با مطالعه بپردازد . بطور مثال اگر پژوهشگري مايل باشد درباره مشكلات اجتماعي – اقتصادي دانشجويان ايران بپردازد جامعه آماري مورد بررسي شامل تمام افرادي است كه در نظام آموزش عالي ايران در يك مقطع زماني مشخص ثبت نام كرده اند .
جامعه آماري بايد جامع و مانع باشد ، يعني بايد چنان باشد كه از نقطه نظر زماني و مكاني همه واحدهاي مورد مطالعه را در برگيرد و در ضمن ، با توجه به آن ، از شمول واحدهايي كه نبايد به مطالعه آن ها پرداخته شود جلوگيري بعمل آيد.


12- حجم نمونه:

به منظور گردآوري داده هاي مورد نياز درباره افراد افراد جامعه مي توان يكي از روش هاي زير بكار برد : 1 – سرشماري 2- نمونه گيري
1-11 – سرشماري : در اين روش به طريق شمارش كامل ، از هريك از افراد جامعه داده هاي مورد نظر گردآوري مي شود.
2-11- نمونه گيري: الف- تصادفي ساده ب- سيستماتيك ج- طبقه اي د- خوشه اي ه- چندمرحله اي
الف- نمونه گيري تصادفي ساده :در اين نمونه گيري به هر يك از افراد جامعه احتمال انتخاب مساوي داده مي شود . به عبارت ديگر اگر حجم افراد جامعه
N و حجم نمونه راn فرض كنيم ، احتمال انتخاب هر فرد جامعه در نمونه مساوي است . مثلا اگر در يك دبيرستان 400نفري بخواهيم 20 نفر انتخاب كنيم شانس انتخاب هر يك از دانش آموزان اين دبيرستان خواهد شد .
ب- نمونه گيري سيستماتيك : براي انتخاب يك نمونه به حجم
n از يك جامعه به حجم N ، ابتدا حجم جامعه را بر حجم نمونه تقسيم مي كنيم تا فاصله نمونه گيري مشخص شود:I = . سپس يك عدد تصادفي چنان انتخاب مي كنيم كه كوچكترين يا مساوي فاصله نمونه گيري باشد. مثلاًاگراولين عدد انتخاب شده را i بناميم ( ) نفرات بعدي نيز از فرمولهاي ذيل بدست مي آيد : i) +i ,(I+i),(2I+i),…,((n-1)
چ- نمونه گيري طبقه اي : در نمونه گيري طبقه اي ، واحدهاي جامعه مورد مطالعه در طبقه هايي كه از نظر صفت متغيير همگن تر هستند ، گروه بندي مي شوند ، تا تغييرات آن ها در درون گروه ها كمتر شود . سپس از هر يك از طبقات تعدادي انتخاب مي شوند .
د- نمونه گيري خوشه اي : اگر فهرست كامل افراد در دسترس نباشد مي توان افراد جامعه را در دسته هايي خوشه بندي كرد . سپس از ميان خوشه ها نمونه گيري كرد .
ه- نمونه گيري چند مرحله اي: در اين نمونه گيري افراد جامعه با توجه به سلسله مراتبي ( از واحدهاي بزرگتر به كوچكتر ) از انواع واحدهاي جامعه انتخاب مي شوند . بطور مثال اگر افت تحصيلي دانش آموزان سوم راهنمايي يك منطقه مورد مطالعه قرار گيرد مي توان مرحلع اول نمونه گيري را مدارس ، مرحله دوم را كلاس و مرحله سوم را دانش آموزان كلاس در نظر گرفت .

13- تجزيه و تحليل داده ها :به طور كلي داده ها نمايانگري از واقعيت ها ، مفاهيم ، يا دستورالعمل ها مي باشند. چنانچه داده ها به صورت واژه به توصيف واقعيت ها بپردازد آن ها را داده هاي كيفي و چنانچه داده ها به صورت عدد و رقم باشد آن ها را داده هاي كمي گويند .
تنظيم و تحليل داده هاي كيفي مستلزم انجام سه فعاليت زير است.
الف – تلخيص: يعني خلاصه كردن داده ها .
ب- عرضه : يعني ظاهر ساختن مجموعه اي سازمان يافته از داده ها، به طوري كه به كمك آنها بتوان نتيجه گيري نمود.
ج- نتيجه گيري و تاييد: يعني پژوهشگر از ابتدا به معناي هر رويداد ، به نظم رويدادها ، الگوي وقوع آنها و تبيين آنها و ... پي ببرد و نتايج بدست آمده را با احتياط عرضه كند ، هرچند در وهله اول ممكن است مبهم به نظر آيد ولي به مرور زمان و با پژوهش هاي ديگر اثبات خواهد شد .
اما تجزيه و تحليل داده هاي كمي : تجزيه و تحليل اين داده ها را مي توان بصورت هاي مختلف تقسيم نمود مانند تجزيه و تحليل پارامتري و ناپارامتري و يا آزمايشي و غير آزمايشي.
در تجزيه و تحليل پارامتري مي توان پارامترهاي جامعه را برآورد نمود و از آمارهاي توصيفي و استنباطي مانند ميانگين ، واريانس ، انحراف معيار و... اما آزموني ناپارامتري است كه هيچگونه نتيجه گيري درباره پارامتري صورت نگيرد در تحليل ناپارامتري فقط آزمون فرض صورت مي گيرد.
تحليل داده هاي كمي در طرح هاي غيرآزمايشي به دو دسته عمده تقسيم مي شوند:
الف – تحليل داده هاي كمي در تحقيق پيمايشي: كه معمولاً مشخص كردن توزيع فراواني تك متغييري داده ها مورد نظر قرار مي گيرد و به اين جهت پارامترهاي جامعه از طريق برآورد نقطه اي يا فاصله اي محاسبه مي شود. ب- تحليل داده هاي كمي در تحقيق همبستگي : به سه دسته زيرتقسيم مي شوند:
1-ب- همبستگي هاي دو متغييري 2-ب- پيش بيني يا رگرسيون 3- ب- تحليل هايي كه روي ماتريس همبستگي يا كوواريانس صورت مي گيرد.
تحليل داده هاي كمي در طرح هاي آزمايشي نيز براي موارد تك نمونه اي و چند نمونه اي و تحليل واريانس بكار مي رود .

14- شرح چارچوبهاي نظري تحقيق :
«نظريه» واقعيتهاي موجود در قضايا را روشن مي كند؛ به اين معني كه قضايا به كمك داده هاي واقعي تجربي و در دنياي واقعي قابل آزمون است .
نظريه هميشه به صورت واقعي در فرايند «تحقيق» عرضه مي شود ، گاهي اوقات «تحقيق» به منظور آزمودن نظريه انجام مي شود . در برخي موارد « فرضيه تحقيق» از نظريه گرفته مي شود . در اغلب پژوهشها ، روشهاي تجزيه و تحليل ، وقتي قوي و مناسب است كه يافته ها را در جهت نظريه هاي تدوين شده هدايت كند.
ضروريست پژوهشگر نظريه دانشمندان و پژوهشگران را كه متناسب با موضوع تحقيق است در طرح تحقيق بيان نمايد و تا پايان تحقيق خود در چارچوب و قالب نظريه قدم بردارد .

15- بودجه بندي وخدمات :
در اين قسمت پژوهشگر با توجه به تعداد پرسنل ، نوع مسئوليت هريك ، كل ساعات كار و ميزان ساعات كار نيروي انساني براي اجراي طرح ، تداركات ، وسايل و تجهيزات مورد نياز را مشخص كرده و بر اين اساس هزينه طرح را برآورد مي كند سپس آن را به صورت طرح پيشنهادي براي درخواست اعتبار پژوهشي به سازمان تامين كننده اعتبار ارائه مي دهد.

16- فهرست منابع و ماخذ:

همچنين كليه منابعي كه در تهيه طرح پيشنهادي(Proposal) مورد استفاده قرار گرفته من جمله كتب ، طرح هاي پژوهشي ، پايان نامه هاي دانشجويي ، مقالات ، مجلات و گزارش هاي علمي و ... در انتها فهرست گردد.

منابع :‌
1- روشهاي پژوهش در علوم رفتاري از دكترزهره سرمد ، دكتر عباس بازرگان و دكترالهه حجازي .
2- كندو كاوها و پنداشتها از دكترفرامرز رفيع پور .
3- روشهاي پژوهش در علوم رفتاري(از نظريه تا عمل) از عباس خورشيدي ، فرشيد موفق و ...
4- فصل نامه هاي تعليم و تربيت

منابع ارشد دکترا-رشته تاریخ


منابع پیشنهادی دکتری تاریخ

منابع دکترای تاریخ بسیار گسترده است زیرا منبع مشخصی برای ارشد و دکترای رشته تاریخ مشخص نشده است و هر استادی با توجه به علایق خود سوال طرح می کند. اما با توجه به تجربه چند سال اخیر، در ذیل منابعی را به شما دانشجویان عزیز معرفی می کنیم که می تواند برای شما مفید باشد. منابع ذیل را با عناوین یک ستاره (کمی مهم)، دو ستاره (مهم) و سه ستاره (بسیار مهم) مشخص کرده ام. دانشجویان در ابتدا سعی کنند تمام منابع ذیل را مطالعه کنند ولی اگر وقت کم دارند، ابتدا منابع سه ستاره را مطالعه و بعد دو ستاره و بعد بالطبع یک ستاره ها را بخوانند. محدوده امتحان دکترای سراسری از ورود اسلام تا انقلاب سال 1357 می باشد و در همین راستا منابع زیر با توجه به این محدوده زمانی به شما پیشنهاد می شود. از آنجایی که در امتحان دکترای سراسری جدید، سوالات فلسفه تاریخ، منبع شناسی و روش پژوهی در تاریخ نیز می آید، علاوه بر منابع تخصصی، کتبی نیز برای این مفاد امتحانی به شما عزیزان پیشنهاد می شود.

تذکر:موارد امتحانی در کنکور دکترای تاریخ در تمام گرایشها یکسان و همگی با ضریب 1 میباشد

 

کتب سه ستاره ***

1. فروزانی، ابوالقاسم؛ تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره سامانیان؛ تهران: انتشارات سمت، 1381.

۲. فروزانی، ابوالقاسم؛ غزنویان از پیدایش تا فروپاشی؛ تهران: انتشارات سمت، 1384.

3. خلعتبری، اللهیار؛ محبوبه، شرفی؛ تاریخ خوارزمشاهیان؛ تهران: انتشارات سمت، 1381.

4. بیانی، شیرین؛ دین و دولت در ایران عهد مغول؛ تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1371.

5. بویل، جی آ؛ تاریخ ایران کیمبریج ( از آمدن سلجوقیان تا فروپای دولت ایلخانان)؛ جلد پنجم؛ ترجمه حسن انوشه؛ تهران: انتشارات امیر کبیر، 1381.


 6. تاریخ کمبریج (تاریخ ایران دوره تیموریان)؛ ترجمه یعقوب آژند؛ تهران: انتشارات جامی، 1387.

7. تاریخ کمبریج (تاریخ ایران دوره صفویان)؛ ترجمه یعقوب آژند؛ تهران: انتشارات جامی،1380.

8. سیوری، راجر؛ ایران عصر صفوی؛ ترجمه کامبیر عزیزی؛ تهران: نشر مرکز، 1372.

9. شعبانی، رضا؛ تاریخ تحولات سیاسی – اجتماعی ایران در دورههای افشاریه و زندیه؛ تهران: انتشارات سمت، 1377.

10. آوری، پیتر؛ تاریخ ایران کمبریج (تاریخ ایران دوره افشاریه، زندیه و قاجار)؛ ترجمه مرتضی ثاقب فر؛ تهران: انتشارات جامی، 1383.

11. آبراهامیان، یرواند؛ ایران بین دو انقلاب؛ ترجمه احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی؛ تهران: انتشارات نی، 1377.

12. فوران، جان؛ مقاومت شکننده (تاریخ تحولات اجتماعی ایران)؛ ترجمه احمد تدین؛ تهران: انتشارات رسا، 1381.

13. بیات، عزیزالله؛ شناسایی منابع و مآخذ تاریخ ایران؛ تهران: انتشارات امیرکبیر، 1383.

14. نوذری، حسین علی؛ فلسفه تاریخ (روش شناسی و تاریخ نگری)؛ تهران: انتشارات طرح نو، 1379.

15. حضرتی، حسن؛ روش پژوهش در تاریخ شناسی، قم: پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، 1390.

16. مدنی، جلال الدین؛ تاریخ سیاسی معاصر ایران، 2 جلد، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1380.

17. کاتوزیان، محمد علی، دولت و جامعه در ایران، ترجمه حسن افشار، تهران، 1379.

18. ملائی توانی، علی رضا؛ درآمدی بر روش پژوهش در تاریخ، تهران: انتشارات نی، 1387.

19. ترکمنی آذر، پروین؛ کتابشناسی توصیفی تاریخ ایران دوره اسلامی، تهران، انتشارات سمت، 1387.

 

کتب دو ستاره **

1. فقیهی، علی اصغر؛ تاریخ آل بویه؛ تهران: انتشارات سمت، 1381.

2. اشپولر، برتولد؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی؛ ترجمه جواد فلاطوری؛ تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1377.

3. ستارزاده، ملیحه؛ سلجوقیان؛ تهران: انتشارات سمت، 1384.

4. اشپولر، برتولد؛ تاریخ مغول در ایران؛ ترجمه محمود میر آفتاب؛ تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1380.

5. میر جعفری، حسین؛ تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره تیموریان و ترکمانان؛ تهران: انتشارات سمت، 1381.

6. حسن زاده، اسماعیل؛ حکومت ترکمانان قراقویونلو و آق قویونلو در ایران؛ تهران: انتشارات سمت، 1379.

7. نوایی، عبدالحسین؛ روابط سیاسی و اقتصادی ایران در عهد صفویه؛ تهران: انتشارات سمت، 1377.

8. شمیم، علی اصغر؛ ایران دردوره سلطنت قاجار؛ تهران: انتشارات زریاب، 1383.

9. نفیسی، سعید؛ تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر؛ تهران: انتشارات بنیاد، 1376.

10. هوشنگ مهدوی، عبدالرضا؛ (تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم)؛ تهران: انتشارات امیرکبیر، 1384.

11. ازغندی، سید علی رضا؛ تاریخ تحولات سیاسی و  اجتماعی ایران (1320-1357)، تهران: انتشارات سمت، 1391.

 

کتب یک ستاره *

1. ترکمنی آذر، پروین؛ پرگاری، صالح؛ تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفاریان و علویان؛ تهران: انتشارات سمت، 1378.

2. زرین کوب، عبدالحسین؛ تاریخ مردم ایران؛ جلد دوم ( از پایان ساسانیان تا پایان آل بویه)؛ تهران: انتشارات امیرکبیر، 1382.

3. ترکمنی آذر، پروین؛ دیلمیان در گستره تاریخ ایران (حکومت‌های محلی، آل زیار، آل بویه)؛ تهران: انتشارات سمت، 1384.

4. هروی، جواد؛ تاریخ سامانیان (عصر طلایی ایران بعد از اسلام )؛ تهران: انتشارات امیرکبیر، 1382.

5. فرای، ر . ن؛ تاریخ ایران کمبریج ( از فروپاشی دولت ساسانیان تا آمدن سلجوقیان)؛ جلد چهارم؛ ترجمه حسن انوشه؛ تهران: انتشارات امیرکبیر، 1379.

6. فروغی ابری، اصغر؛ تاریخ غوریان؛ تهران: انتشارات سمت، 1381.

7. نوایی، عبدالحسین؛ غفاری فرد، عباسقلی؛ تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه؛ تهران: انتشارات سمت، 1381.

8. استنفورد؛ مایکل؛ درآمدی بر تاریخ پژوهی؛ ترجمه مسعود صادقی؛ تهران: انتشارات سمت، 1384.

9. زیبا کلام، صادق؛ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران (1320-1322)، تهران: انتشارات سمت، 1391.

منابع ایران باستان(برای تمام رشته های تاریخ دانشگاه آزاد الزامی و با ضریب 1 میباشد)


منابع پیشنهادی دکترای تاریخ باستان

1. ابوالقاسمي، محسن: راهنماي زبانهاي باستاني ايران(جلداول: متن)، تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها(سمت)،1375.

2. احتشام، مرتضي؛ ايران در زمان هخامنشيان، تهران، شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي، چاپ اول، 2535 (1355).

3. آلتهايم، فرانتس و استيل، روت: تاريخ اقتصاد دولت ساساني، ترجمه هوشنگ صادقي، تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي،1382.

4. آموزگار، ژاله؛ تاريخ اساطيري ايران؛ تهران: انتشارات سمت، 1380.

5. اومستد، ا.ت، تاريخ شاهنشاهي هخامنشي، ترجمه محمد مقدم، تهران، انتشارات اميركبير،1380

6. بريان، پي‌ير، تاريخ امپراطوري هخامنشي (از كوروش تا اسكندر)، ترجمه مهدي سمسار، تهران، انتشارات كارنگ، 1382.

7. بنگستون، هرمان؛ يونانيان و پارسيان، ترجمه‌ي تيمور قادري، تهران، انتشارات فكر روز، چاپ اول، 1376.

8. بهار، مهرداد، از اسطوره تا تاريخ، تهران، نشر چشمه، 1377

9. بویس، مری: «تاریخ کیش زرتشت»، جلد دوم، ترجمهٔ همایون صنعتی‌زاده، انتشارات توس، ۱۳۷۵.

10. بويس، مري: زردشتيان؛ باورها و آداب ديني آنها، ترجمه عسکر بهرامي، تهران: ققنوس،1381.

11. بويس، مري؛ هخامنشيان، ترجمه‌ي همايون صنعتي‌زاده، تهران، انتشارات توس، چاپ اول، 1375..

12. بيات، عزيزالله؛ شناسايي منابع و مآخذ تاريخ ايران؛ تهران: انتشارات اميرکبير، 1380.

13. بياني، شيرين: شامگاه اشکانيان و بامداد ساسانيان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران،1383.

14. بياني، شيرين؛ تاريخ ايران باستان از ورود آريايي‌ها به ايران تا پايان هخامنشيان، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، 1381.

15. پيرنيا، حسن؛ تاريخ ايران باستان، تهران، دنياي كتاب، چاپ دوم، 1362.

16. تاريخ ايران از سلوکيان تا فروپاشي دولت ساساني(جلد سوم ـ قسمت اول)، پژوهش دانشگاه کيمبريج، گردآورنده احسان يارشاطر، ترجمه حسن انوشه، تهران: اميرکبير،1373.

17. تاريخ ايران از سلوکيان تا فروپاشي دولت ساساني(جلد سوم ـ قسمت دوم)، پژوهش دانشگاه کيمبريج، گردآورنده احسان يارشاطر، ترجمه حسن انوشه، تهران: اميرکبير،1377.

18. تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸، پیگولووسکایا، ترجمه کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۳.

19. تاریخ ایران باستان. دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم ۱۳۸

21. تفضلي، احمد: تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن،1376.

22. خداداديان، اردشير؛ آريايي‌ها و مادها؛ مجموعه اول و دوم؛ تهران: انتشارات اصالت تنشير، 1376.

23. خداداديان، اردشير؛ هخامنشي‌ها؛ تهران: انتشارات به ديد، 1378.

24. داندامايف، آ. محمد ؛ تاريخ سياسي هخامنشيان، ترجمه‌ي خشايار بهاري، تهران، كارنگ، چاپ اول، 1381.

25. داندامايف، آ. محمد؛ ايران در دوران نخستين شاهان هخامنشي، ترجمه‌ي روحي ارباب، انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ دوم، 1373.

26. دريايي، تورج : تاريخ و فرهنگ ساساني، ترجمه مهرداد قدرت ديزجي، تهران: ققنوس،1382، صص31-43.

27. دريايي، تورج : شاهنشاهي ساساني، ترجمه مرتضي ثاقب فر، تهران: ققنوس،1383.

28. دريايي، تورج: سقوط ساسانيان: فاتحين خارجي، مقاومت داخلي و تصوير پايان جهان، ترجمه منصوره اتحاديه(نظام مافي) و فرحناز امير خاني حسينک لو، تهران: نشر تاريخ ايران،1381.

29. دياكونف، م.م، اشكانيان، ترجمه كريم كشاورز، تهران، انتشارات پيام، 1378

30. دياكونوف، ميخائيل ميخائيلوويچ؛ تاريخ ايران باستان، ترجمه‌ي روحي ارباب، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ سوم، 1382.

31. دیاکونوف، ا. م.: «تاریخ ماد»، ترجمهٔ کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰،

32. رجبي، پرويز؛ هزاره‌هاي گمشده؛ جلد چهارم؛ تهران: انتشارات توس، 1381.

33. زرين کوب، عبدالحسين: تاريخ مردم ايران، ج1؛ ايران قبل از اسلام، تهران: اميرکبير،1373.

34. زرین‌کوب، عبدالحسین: «تاریخ مردم ایران»، (ایران قبل از اسلام)، انتشارات امیرکبیر، ۱۳81.

35. زنر، آر. سي: زروان يا مُعماي زردشتی گري، ترجمه تيمور قادري، تهران: فکر روز،1375.

36. سامي، علي، تمدن هخامنشي، شيراز، انتشارات دانشگاه شيراز، 1341

37. شارپ، رلف نارمن؛ فرمان‌هاي شاهنشاهان هخامنشي، تهران، انتشارات پازينه، چاپ اول، 1382.

38. شيپمان، کلاوس: تاريخ شاهنشاهي ساساني، ترجمه فرامرز نجد سميعي، تهران: سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري،1383.

39. عريان، سعيد: راهنماي کتيبه هاي ايراني ميانه(پهلوي- پارتي)، تهران: سازمان ميراث فرهنگي کشور(پژوهشگاه)،1382.

40. فراي، ريچارد نلسون ؛ ميراث باستاني ايران، ترجمه‌ي مسعود رجب‌نيا، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ ششم، 1383.

41. فراي، ريچارد نلسون: تاريخ باستاني ايران، ترجمه مسعود رجب نيا، تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي،1383.

42. كورت، آملي؛ هخامنشيان، ترجمه مرتضي ثاقب‌فر، تهران، ققنوس، چاپ سوم، 1382.

43. كوك، جان مانوئل؛ شاهنشاهي هخامنشي، ترجمه‌ي مرتضي ثاقب‌فر، تهران، ققنوس، چاپ اول، 1384.

44. کخ، هايد ماري؛از زبان داريوش،ترجمه ی پرويز رجبی،تهران،کارنگ،چاپ اول،1376.

45. کریستن سن، آرتور امانوئل : سلطنت قباد و ظهور مزدک، ترجمه احمد بیرشک، تهران: کتابخانه طهوری،1374.

46. کريستن سن، آرتور؛ ايران در زمان ساسانيان؛ ترجمة رشيد ياسمي؛ تهران: انتشارات ساحل، 1382.

47. کلیما، اوتاکر: تاریخ جنبش مزدکیان، ترجمه جهانگیر فکری ارشاد، تهران: توس، 1386.

48. کمرون، جورج گلن؛ ايران در سپيده دم تاريخ؛ ترجمة حسن انوشه؛ تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1381.

49. کولسنيکف، آ. اي: ايران در آستانه يورش تازيان، ترجمه محمد رفيق يحيايي، تهران: آگاه،2537[شاهنشاهي].

50. گريشويچ، ايليا؛ تاريخ ايران دوره هخامنشيان، ترجمه‌ي مرتضي ثاقب‌فر، تهران، انتشارات جامي، چاپ نخست، 1385.

51. گوتشميد، آلفردفن، تاريخ ايران و ممالك همجوار آن (از زمان اسكندر تا انقراض اشكانيان) ترجمه كيكاووس جهانداري، تهران، انتشارات ققنوس، 1379

52. گيرشمن، رومن؛ ايران از آغاز تا اسلام، ترجمه‌ي محمدمعين، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ دوازدهم، 1379.

53. لوكوك، پي‌ير، كتيبه‌هاي هخامنشي، ترجمه نازيلا خلخالي، تهران،‌انتشارات فرزان، 1382

54. لوکونين، ولاديمير گريگورويچ: تمدن ايران ساساني، ترجمه عنايت الله رضا، تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي،1372.

55. محمدي[ملایری]، محمد: تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال از عصر ساساني به عصر اسلامي، جلد 1-5، تهران، توس،1379.

56. محمدي[ملایری]، محمد: فرهنگ ایرانی پیش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامی و ادبیات عربی، تهران: توس، 1374.

57. محمود آبادي، سيد اصغر، پژوهش‌هايي در تاريخ فرهنگ و سياست ايران باستان، اهواز، انتشارات مهزيار، 1383

58. مشكور، محمد جواد، ايران در عهد باستان در تاريخ اقوام و پادشاهان پيش از اسلام، تهران، انتشارات اشرفي، 1369

59. مشكور، محمدجواد ؛ تاريخ سياسي و اجتماعي اشكانيان، تهران، دنياي كتاب، چاپ دوم، 1367.

60. مشکور، محمد جواد : تاريخ سياسي ساسانيان، 2ج، تهران: دنياي کتاب،1367.

61. مشکور، محمد جواد؛ رجب نيا، مسعود؛ تاريخ سياسي و اجتماعي اشکانيان؛ تهران: انتشارات دنياي کتاب، 1374.

62. مهرآبادي، ميترا؛ خاندان‌هاي حكومتگر ايران باستان، تهران، انتشارات فتحي، چاپ اول، 1372.

63. ميراحمدي، مريم؛ كتابشناسي تاريخ ايران در دوران باستان، تهران، انتشارات اميركبير، چاپ اول، 1369.

64. نفيسي، سعيد: مسيحيت در ايران تا صدر اسلام، به اهتمام عبدالکريم جربزه دار، تهران: اساطير،1383.

65. نفيسي، سعيد، تاريخ اجتماعي ايران، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1342

66. نولدکه، تئودور: تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان، تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي،1378.

67. نيبرگ، هنريك ساموئل؛ دين‌هاي ايران باستان، ترجمه‌ي سيف‌الدين نجم‌آبادي، كرمان، انتشارات دانشگاه شهيد باهنر كرمان، چاپ اول، 1383.

68. هرتسفلد، ارنست: ايران در شرق باستان، ترجمه همايون صنعتي زاده، تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي؛کرمان:دانشگاه شهيد باهنر(کرمان)،1381..

69. هوار، كلمان، ايران و تمدن ايراني، حسن انوشه، تهران، انتشارات اميركبير، 1379

70. هينتس، والتر؛ دنياي گمشده عيلام؛ ترجمة فيروز فيروزنيا؛ تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1376.

71. هينس، والتر، داريوش و پارس‌ها، ترجمه عبدالرحمن صدريه، تهران، انتشارات اميركبير، 1380

72. وثوقي، محمدباقر؛ بررسي منابع و مآخذ تاريخ ايران پيش از اسلام؛ تهران: انتشارات دانشگاه پيام نور، 1385.

73. ويدن گرن، گئو: فئوداليسم در ايران باستان، ترجمه هوشنگ صادقي، تهران: نشر قطره،1378.

74. ويسهوفر، يوزف: ايران باستان(از 550 پيش از ميلاد تا 650 پس از ميلاد)، ترجمه مرتضي ثاقب فر، تهران: ققنوس، 1382.

75. وينتر، انگلبرت و ديگناس، بئاته: روم و ايران دو قدرت جهاني در کشاکش و همزيستي، ترجمه کيکاووس جهانداري، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز،1386.






کتابخانه زاگرس-علاقه ایرانیان به تاریخ

دوستان فرهیخته این بخش را از علاقه ایرانیان به تاریخ تقدیم میکنم از کتاب (سه سال در ایران)
کنت دوگوبینو در کتاب « سه سال در ایران » می نویسد: « توده ایرانی مطلقاً داناست و علاقه مفرطی به تاریخ کشور خود دارد. من این علاقه را در هیچ یک از ملل جهان ندیدم » گوبینو در خاطره نویسی های خود انبوه صنعت گرتن و بازاریان را توصیف می کند که غروب با پایان کار روزانه در به در دنبال دهانی می گردند تا برای آنها از تاریخ کشورشان بگوید و آنها را با هستی و چیستی خویش آشنا کند. به بیان مستشار فرانسوی ایرانی ذاتاً اطلاع از حوادث تاریخی را دوست دارد و هر فرصتی که برای اطلاع از وقایع گذشته به چنگش می افتد از آن استفاده می کند. « ناگفته نماند ملت ایران فقط خواهان سرگذشتهای تاریخی کشور خود است و مثلا علاقه به تاریخ فرانسه و یا آلمان ندارد و هر چه در این خصوص برای او حکایت کنید در خاطرش نمی ماند و حتی از شنیدن آن کسل می شود »
اما عطش ایرانیان برای آگاهی از حوادث تاریخی عطشی برای دانستن و فرهیختگی نیست. ما از منظر رویدادهای گذشته می کوشیم هویت پاره پاره مان را بازسازی کنیم. در دنبال سخنان گوبینو شاید بتوان مدعی شویم هیچ ملتی به اندازه ایرانیان تا این اندازه شیفته
سرزمین خود نبوده و تا این حد خود را منحصر به فرد و استسنایی به حساب نیاورده. این ادعا در کتاب دینی ایرانیان باستان هم نفوذ پیدا کرد تا جای که در اوستا- یسنا آمده: « بهترین سرزمینی که خدا آفرید ایرانویج است»

کتابخانه زاگرس

برای این قسمت بخشی از کتاب (جان لنون)را تقدیم خوانندگان فرهیخته زاگرس مینمایم:

دو نیروی انگیزه اساسی وجود دارد: ترس و عشق. هنگامی که ما می ترسیم، خود را از زندگی پس می زنیم. وقتی که عاشق هستیم، به تمام چیزهایی که زندگی ارائه می دهد با اشتیاق، هیجان و حس پذیرش آغوش خود را می گشاییم. اما نیاز داریم که یاد بگیریم نخست به خودمان عشق بورزیم، با همه ی نقاط مثبت و منفی خود. اگر نتوانیم خود را دوست بداریم، نمی توانیم به طور کامل توانایی های خود را برای دوست داشتن دیگران و آفرینش چنین رابطه ای استفاده کنیم. قانون فرگشت طبیعت و همه ی امیدها به جهانی بهتر در بی باکی و گشودن قلب انسانهایی نهفته است که زندگی را در آغوش می کشند.

- جان لنون -
برای بهبود خودت، وقت خود را صرف کتاب خواندن بکن، چون بدین وسیله آنچه دیگران با زحمت بسیار بدست آورده اند را به آسانی کسب می کنی.

- سقراط حکیم -

ویژگی های تاریخ نگاری نوین

 سعید قاسمی -مدرس دانشگاه و مدرس روش تحقیق

تاريخنگاري مدرن ايران در تکميل اين پروژه با الهام از آثار آذرکيوانيان صورت مي‏پذيرد. ازجمله در اثر معروف جلال‏الدين ميرزا با عنوان نامه خسروان1که به شدت هواخواه ناسيوناليسم ايراني است، اين الهامات موج مي‏زند. او در دوره فعاليت نوشتاري خود با فردي هندي زرتشتي نامه‏نگاري دارد و از وي، که مثل خودش از سرآمدان ماسوني است، براي نظم دادن به امور زرتشتيان ايران دعوت مي‏نمايد. نامه خسروان به همان سبک پارسيان و با الگوگيري از متن دساتير نوشته شده است. در پيش‏درآمد اين کتاب در باب مندرجات آن آمده است: «داستان پادشاهان پارسي به زمان از آغاز آباديان تا انجام ساسانيان». و در صفحات ابتدايي رساله مي‏خوانيم: «پادشاهان کشور ايران به همداستاني پارسيان تا هنگام يزدگرد شهريار پنج گروه‏اند: «آباديان، جيان، شائيان، ياسائيان، گلشائيان».2 در صفحات بعد گروه پنجم را به چهار بخش تقسيم کرده است: «پيشداديان، کيان، اشکانيان، سامانيان» و سپس در ادامه به بحث و بررسي درباره اين چهار بخش پرداخته است.

 

قبل از شاهزاده جلال‏الدين ميرزا بايد از پيشتاز اين جريان يعني فتحعلي آخوندزاده نام برده مي‏شد که رويکرد آرکائيستي (: باستان‏ستايانه) او جاي بحث فراوان دارد. سه مکتوب، آيينه سکندري و نامه باستان ميرزا آقاخان کرماني نيز در همين راستا جاي مي‏گيرد.
 
گرچه آخوندزاده به گذشته‏هاي تاريخي ايران مي‏پردازد؛ ولي معتقد است که تفاخر به ايران باستان مشکل روز ايران را حل نمي‏کند. رويکرد ايرانگرايانه او بيشتر از سر بغض به اسلام و کينه‏توزي او نسبت به دين مي‏باشد.
    
آنچه در نوشته‏هاي آخوندزاده بارز و بسيار چشمگير است روحيه دين‏ستيز اوست و همين روحيه به طور مستقيم بر ساير جهتگيريهاي سياسي و اجتماعي او نيز تأثير گذاشته است. در رساله مکتوبات کمال‏الدوله، که به اسلام و کليت اديان حمله مي‏کند، بيش از همه اين غرض‏ورزي او ديده مي‏شود. وي در آنجا به بهانه مبارزه با خرافات اصل دين را نشانه گرفته است.
    
آخوندزاده در مکتوب اول رساله کمال‏الدوله در مقدمه نقد خود از اوضاع زمانه به شرح قانون‏نامه قديم ايران در عهد جمشيد و گشتاسب پرداخته و در جريان مقابله با غاصبين حقوق مردم ايران، احساسات ميهن‏پرستانه خود را بروز داده است. او اشعار فردوسي را دستمايه آراي ناسيوناليستي خود قرار مي‏دهد. البته، چنين رويه‏اي در ساير نوشته‏هاي او نيز به وضوح پيداست. از اين‏رو، وقتي به مسئله مليت و دفاع از مليت ايراني با عناصر غربي آن مي‏پردازد، احساس مي‏شود که وجه سلبي نگاه او، يعني دين‏ستيزي، بر وجه ايجابي آن، دفاع از مليت، اولويت دارد. وي، گرچه مطالعاتي در باب ادبيات و فلسفه و انديشه سياسي متفکران عصر روشنگري غرب دارد، ولي از آثارش چنين برمي‏آيد که از آن مطالب اطلاعات عميقي ندارد. با اين حال، اين مجموعه اطلاعات اثر خود را بر رسالات، نمايشنامه‏ها، نامه‏ها و ساير نوشته‏هاي او به جاي گذاشته است. آخوندزاده با توجيهي فلسفي به دفاع از مليت مي‏پردازد و البته، همان‏گونه که آمد، قبل از آن نيش قلم را بر پيکره اسلام وارد مي‏کند، گرچه اسلام در نگاه او قوم عرب ترسيم شده باشد. او خود معترف است که اگرچه علي‏الظاهر ترک است اما نژادي از پارسيان دارد و از اين امر خشنود مي‏باشد. ميرزا فتحعلي آخوندزاده در بخشي از نامه‏اي به مانکجي، پيشواي زرتشتيان، مي‏نويسد:
 
... اولاً از نواب شاهزاده آزاده جلال‏الدين ميرزا نهايت رضامندي و ممنونيت دارم که مرا با شما آشنا کرده است. ثانياً از اين اتفاق که با شما دوستي پيدا کرده‏ام کمال خوشنودي حاصلم شده است. شما يادگار نياکان مايي و ما قروني است که به واسطه دشمنان وطن خودمان به درجه‏اي از شما دور شده‏ايم که اکنون شما ما را در ملت ديگر و مذهب ديگر مي‏شماريد. آرزوي من اين است که اين مغايرت از ميان ما رفع شود و ايرانيان بدانند که ما فرزندان پارسيانيم و وطن ما ايران است و غيرت و ناموس و بلندهمتي و علوي‏طلبي تقاضا مي‏کند که تعصب ما در حق همجنسان و همزبانان و هموطنان باشد، نه در حق بيگانگان و راه‏زنان و خونخواران. 3
 
با اين فراز از آخوندزاده بحث درباره او را که جاي تأمل و بررسي بيشتر دارد، پايان مي‏دهيم:
 
نواب اشرف، شما زبان ما را از تسلط زبان عربي آزاد مي‏فرماييد، من نيز در اين تلاش هستم که ملت خودمان را از دست عربها نجات دهم. کاش ثالثي پيدا شدي و ملت ما را از قيد اکثر رسوم ذميمه اين عربها، که سلطنت هزار ساله عدالت آيين ممدوحه بلند آواي ما را به زوال آوردند و وطن مارا که گلستان روي زمين است خراب اندر خراب کردند و ما را بدين ذلت و سرافکندگي و عبوديت و رذالت رسانيدند، آزاد نمود. اما نه به رسم نبوت يا امامت، که خلاف مشرب من است، بلکه به رسم حکمت و فيلسوفيت.4
 
و اين درست در زماني است که ايراني در مواجهه با غرب خود را ضعيف و ناتوان مي‏داند و در تکاپوي جبران ضعف در پي ريشه‏يابي است. جمله زير از ميرزا آقاخان کرمانياز همکاران مطبوعاتي اختر و قانون مبين همين واقعيت است:
خوب تصور فرماييد که رختهاي چست و چابک خوش‏طرز و طور قديم ايران را، که شبيه به ستره و پانتالون حاليه فرنگيان بوده که حالا در تخت جمشيد شيراز نمونه آنها را بر صورتهايي از سنگ تراشيده ملاحظه مي‏فرماييد، از ايرانيان کنده‏اند و به عوض قبا و پيراهن عربي را که مخصوص هواي گرم تابستان فراخ و پرشکاف و سوراخ است به ايشان داده‏اند. 5
 
چنين برداشتي از مناسبات تاريخ ايران بيش از هر چيز زنده کردن اسطوره‏هايي بود که خود قبلاً اساس ايراني بودن ساسانيان واقع شده بود. ساسانيان با همراهي موبدان موبد در مقابل اقوام مهاجم از اسطوره‏هاي آفرينش نخستين انسان و نخستين پادشاه سلسله‏هاي اساطيري پيشدادي و کياني کمک گرفتند و همبستگي ملي و يکپارچگي ايران را فراهم آوردند. افسانه‏هايي که در دوره‏هاي پاياني سلسله اشکاني رواج يافت و ريشه‏هايي اوستايي داشت با سلسله ساساني گره مي‏خورد و هويتي جمعي براي ايراني رقم مي‏زند. اين تاريخ‏سازي بعدها در دوره اسلامي نيز وارد فرهنگ ايراني شد و روح حاکم بر شاهنامه فردوسي گرديد. همان اسطوره‏اي که اهورا مزدا را آفريننده پدر اقوام ايراني (کيومرث يا نخستين انسان) و اولين پادشاه جهاني و آفرينندهًْ قانون (هوشنگ) مي‏داند و نهايتاً از ايرج و خصايص او به عنوان اولين پادشاه ايران ياد مي‏کند.
    
اين نگاره اسطوره‏اي با ناديده انگاشتن مقطعي از تاريخ ايران، که شالوده مفهوم سياسي ايران به معناي تشخّص‏يابي سياسي پي ريخته شده بود و بي‏اعتنا به بنيادگذاري سلسله صفوي، که با ايدئولوژي شيعه هويت ملي ايراني را تحقق بخشيده بود و حوزه تمدني بزرگي را به پا داشت، به دست مي‏آيد؛ حال آنکه تجربه تاريخي صفويه را پشت سر گذاشته بود، تجربه‏اي که از سويي از مشروعيت ايدئولوژيک مايه مي‏گرفت و از سوي ديگر، از دستمايه‏هاي فرهنگ ايراني، که حتي مفهوم «فرّشاهي» را در بطن خود داشت، به صورتي که برخي بر اين باورند که ناسيوناليسم ايراني در اين مقطع و با چنين کيفيتي شکل گرفت.
    
فرازستان از ميرزا اسمعيل تويسرکاني و نژادنامه رضاقلي‏خان هدايت، فرهنگ انجمن آراءِ ناصري، تاريخ ايران و تاريخ سلاطين ساساني از ميرزا حسين‏خان ذکاءالملک فروغي جملگي راه آذرکيوانيان را ادامه دادند. پورداود که سهم عمده‏اي در تدوين مطالبي از اين دست دارد از تعاليم دينشاه ايراني بهره زياد برد. 6 او نيز همچون صادق هدايت توسط دينشاه به هند دعوت شد و تحت تعليم قرار گرفت. بي‏شک آثار عمده هدايت با چنين رويکردي نمي‏تواند بي‏تأثير از اين جريان باشد. عبدالحسين سپنتا، محمد افشار مدير مجله آينده، ذبيح بهروز و محمد مقدم نيز در همين رديف قرار دارند. با اين اوصاف، شيوه تاريخنگاري جديد ايراني زير تأثير تلاشهاي تاريخنگاري شرق شناساني صورت مي‏پذيرد که گستره فعاليتشان بيش از همه در هندوستان متمرکز بود، به ويژه آنکه حضور پارسيان در آن منطقه و آثار ايران‏ستايانه آنان براي ايشان بهانه مناسبي به دست داد که مسير مشخص را در چارچوب تاريخنگاري نوين تأسيس نمايند. مفروض خاورشناسان اين بود که شرقيان نمي‏توانند خود را معرفي کنند. آنها بايد معرفي شوند. از اين‏رو، تاريخنگاريهاي قبلي ايراني به کار امروز نمي‏آيند. عباس زرياب معتقد است تحقيق تاريخي به معني امروز در قرون گذشته در ايران تقريبا وجود نداشته است. او اين نگاه ايراني در دوره جديد را ملهم از فعاليتهاي تحقيقاتي خاورشناسان غرب مي‏داند. در عين حال، تتبعات تاريخي غربيها را غير مغرضانه و صرفا ناشي از حس کنجکاوي آنان مي‏داند، گرچه ممکن است استعمار از نتايج دستاوردهاي آنها سوء استفاده کرده باشد. او مي‏گويد:
 
نقش بيستون در برابر ديدگان کساني که از کرمانشاهان به زيارت عتبات مي‏رفتند جز نقوش خالي از معني چيزي نبوده؛ اين فرنگيها بودند که به آن توجه کردند و با دقت بيمانند نسخي از آن برداشتند و در دسترس پژوهندگان اروپايي گذاشتند. آن را امثال گروتفندو رالينسنباطريقي که هر جوينده حقيقت را به اعجاب و تحسين وا مي‏دارد خواندند نه فلان مورخ خودمان که چون قلم به دست مي‏گرفت از هبوط آدم و طوفان نوح تا تاريخ عصر خود فِرفِر فرو مي‏نوشت و کوچک‏ترين فکر تحقيق وکاوش و به کار انداختن نيروي نقد و استنباط از مغزش نمي‏گذشت... با ورود مظاهر تمدن جديد به مشرق زمين، طرق وروشهاي علمي تاريخي و نتايج کار محققان نيز به سرزمين ما وارد شد. 7
 
وي فعاليتها و تلاشهاي علمي محمد قزويني، حسن پيرنيا، احمد کسروي، عباس اقبال آشتياني، بديع‏الزمان فروزانفر و ملک‏الشعراي بهار را در ادامه تحقيقات خاورشناسان ارزيابي مي‏نمايد. ازجمله آثار خاورشناسان مي‏توان به تاريخ ادبيات ادوارد براون، ايران قبل از اسلام اثر رومن گيرشمن، ايران در زمان ساسانيان اثر کريستين سن و تاريخ ايران قبل از اسلام تأليف آن لمبتن اشاره کرد.
 
تاريخ‏نگاري جديد ايرانيان با انتقاد از سنت تاريخ‏نويسي ايراني که صرفاً از احوالات پادشاهان و حيطه خصوصي زندگي آنان از قبيل حرمسراها به بحث مي‏نشست در فضاي انديشه ترقي ملحوظ از آراءِ عصر تجدد است. نگاه مورخان جديد ناظر به علل زوال جامعه ايراني و به دنبال آن پيشرفت ايران، نوع هويت ملي ايراني، آزاديخواهي، حکومت قانون و مقولاتي از همين دست است، به گونه‏اي که تاريخ در نزد ايشان وسيله و ابزاري است براي رسيدن به اهدافي متعالي که پيش از اين به آن پرداختيم. از اين‏رو، نوانديشان ايراني دغدغه سياسي ـ ملي داشتند و از تاريخ به عنوان وسيله‏اي براي طرح اين دغدغه و پاسخگويي به معضلات و مشکلات جامعه وقت استفاده مي‏کردند، به صورتي که بتوانند از آن طرحي براي هويت ملي ايراني به دست دهند. در واقع، در عصري که آنان در مواجهه با غرب در حيطه هويت، احساس بحران مي‏کنند از تاريخ به عنوان بازگوکننده هويت واقعي ايراني براي کاستن از فشارهاي روحي مدد مي‏گيرند؛ و لازمه اين هويت را از سويي ايران باستان و از سوي ديگر تجدد مي‏شناسند. به همين سبب، تمايلات باستان‏ستايانه و به تعبيري ناسيوناليسم باستان‏ستايانه اين دوره به شدت هواخواه مدرنيسم غربي است. در دوره مورد نظر ما احمد کسروي، محمدعلي فروغي، سيدحسن تقي‏زاده، حسن پيرنيا (مشيرالدوله)، ابراهيم پورداوود، محمد قزويني، ملک‏الشعراي بهار، محمدعلي جمالزاده، اقبال آشتياني، نصرالله فلسفي، سعيد نفيسي، ذبيح بهروز، محمود افشار و مجتبي مينوي از سرآمدان اين مشي تحقيقاتي محسوب مي‏شوند. 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. نک: جلال‏الدين ميرزا. نامه خسروان. تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي. ص 3.
2. همان، ص 8 .
3. ميرزا فتحعلي آخوندزاده. الفباي جديد و مکتوبات. گردآوري حميد محمدزاده. باکو، بي‏نام، 1363. صص 249.
4. فريدون آدميت. انديشه ميرزا فتحعلي آخوندزاده. تهران، پيام، 1357. ص 172.
5. فريدون آدميت. انديشه‏هاي ميرزا آقاخان کرماني. تهران، پيام، 1357. ص 125.
6. دينشاه ايراني در ماه آبان سال 1250 يزدگردي و برابر با چهارم نوامبر 1881 در بمبئي زاده شد. به سال 1273 از دانشگاه بمبئي در رشته حقوق فارغ‏التحصيل گشت و پس از مدتي در شمار يکي از وکلاي برجسته و مورد اعتماد و نامي درآمد. نام خانوادگي دينشاه، آقا بود. اما به موجب عشق و دلبستگي شورانگيزي که نسبت به ميهن خود داشت، نام خانوادگي‏اش را به «ايراني» برگرداند و به دينشاه ايراني مشهور گشت. به سال 1287 يزدگردي عده‏اي از زرتشتيان ايراني در بمبئي به انديشه بنيانگذاري انجمني افتادند و از دينشاه ايراني خواهش کردند در اين مهم ياريشان کند. دينشاه از چنين پيشنهادي که نهايت آرزويش بود بسيار شادمان شد و «انجمن زرتشتيان ايراني در بمبئي» را با شالوده‏اي استوار پي‏ريزي کرد و خود تا پايان زندگي همچنان رياست اين انجمن را به عهده داشت. اين انجمن منشأ خدمتهايي گرانبها و پرارزش در زمينه‏هاي گوناگون براي زرتشتيان ايران شد که مشهور همگان است... براي ايجاد روابط ميان پارسيان هند و ايران، «انجمن ايران ليگ» را در بمبئي به وجود آورد. اندکي بعد، با ياري عده‏اي از پارسيان کارآزموده و تحصيلکرده و علاقه‏مند، «بنگاه آمار پارسيان» را بنياد نهاد... به سال 1301 دولت ايران دينشاه ايراني را به اتفاق دانشمند و فيلسوف و شاعر نامدار هندوستان، رابيندرانات تاگور به ايران دعوت کرد... به سال «1311 شمسي که در رأس يک هيئت پارسي به ايران آمد، به پيشگاه اعليحضرت فقيد رضاشاه کبير بار يافت و به گرفتن نشان درجه يک علمي مفتخر گشت و اين به پاس خدمات فرهنگي و اجتماعي گسترده‏اش بود. دينشاه ايراني طرحي بسيار عالي و نو جهت ايجاد يک کولوني يا شهر پارسي‏نشين در ايران ريخته بود که زرتشتيان و پارسيان هند را دگر باره به مام ميهن برگرداند، اما با کمال تأسف مرگ نابهنگامي فرا رسيد و دست اجل خرمن زندگيش را درو کرد. وي به سال 1317 يزدگردي ـ برابر با 1938 ميلادي در پنجاه و هفت سالگي، زندگي را بدرود گفت. (برگرفته از: دينشاه ايراني. تهران، انتشارات فروهر، 1353، مقدمه.)
7. فرهنگ و زندگي، ويژه فرهنگ ايران، شماره 6، شهريور 1350، صص 113 و 117.

جشن مهرگان

تذکر:این نگاشته را استاد نوشیروان کیهانی زاده نگاشته اند که با توجه به اینکه وبلاگ زاگرس831 در رعایت حق مولف تلاش نموده است با کسب اجازه از ایشان در وبلاگ قرار داده ام


محاسبات تقويمي تازه بر پايه نوشته هاي يونانيان و روميان عهد باستان نشان مي دهد كه آگوست سال 500 پيش از ميلاد – دوران پادشاهي داريوش بزرگ – و به احتمال زیاد 29 آن ماه، ميترا [در زبانهاي اروپايي میثرا] از سوي دربار هخامنشي پس از مشورت با روحانيون آيين زرتشت، به عنوان مظهر (سمبل) نور (آفتاب)، مهر و دانايي رسميت يافت.
ميترا كه اينك نام صدها هزار زن در سراسر جهان است، هزاران سال پيش، از خدايان آرين هاي جنوبي بود كه پس از پيدايش آيين زرتشت و رسميت يافتن آن، از قرن ششم پيش از ميلاد مقام خدايي را از دست داد كه با مصوبه آگوست سال 500 پيش از ميلاد نماد مهرورزي، محبت، صميميت و دوستي شد و قرار شد اين صفات كه تا آن زمان اختصاص به ايرانيان داشت، جهاني شوند. به علاوه هر سال در روز مهر از ماه مهر (جشن مهرگان) تدابيري بكار گرفته شود (مثلا سخنراني و اندرز گفتن) تا مهر و دوستي و نور و دانايي در دلها تقويت شود و نهال مهرورزي پرورش يابد و پندار بد، دشمني ورزيدن و ظلمت نهي گردد. و از اين زمان بود كه انتخاب نام ميترا براي افراد، عمومي و عادي شده است كه پس از گذشت قرون و اعصار، ميترا در مواردی هم به "مهري – مهربانو" و ميتراداد به مهرداد تبديل شده است.
هخامنشيان از ميترائيسم كه آيين زرتشت جاي آن را گرفته بود برداشت ديگري هم كردند و آن، جهاني كردن اين برداشت به عنوان يك عامل مبارزه دروني با شيطان، ناداني، بدي ها، تاريكي و ستم بود. تا به اين وسيله مردم از جنگ و خونريزي بيزار شوند و مسائل راه حل انساني به دست آورد و به تدريج اين نوع ميترائيسم را در آسياي غربي و اروپا ترويج و گسترش دادند به گونه اي كه مكتب رومي ها و به ويژه ايلريها (مردم ساكن يوگوسلاوي) قرار گرفت و تا زماني كه مسيحيت خود را با آن هماهنگ نكرد موفق نشد در قلمرو روم پذيرفته شود و گسترش يابد.
واژه هاي مهر به مفهوم محبت، مهربان، نامهربان، مهرباني كردن و نظاير آن از همان زمان واختصاصا ميان ايرانيان باقي مانده است و به همين دليل هنوز ايرانيان در سراسر جهان خود را مهربانتر از ساير ملل مي دانند و به مهربان بودن شهرت يافته اند.
"نوشیروان کیهانی زاده"
ایران درحال گذار از اندوه 1400 ساله

ایستگاه زبان1

دوستان گرامی از این رو که بیشتر خوانندگان این وبلاگ هستند  قسمت جدید ایستگاه زبان در زاگرس831 راه اندازی شد بدین ترتیب که بنده در وبلاگ سخننانی از بزرگان را میگذاریم و دوستان لطف میکنند به زبانهای مختلف ترجمه میکنند در واقع یک ارتباط چند سویه علمی است:


بزرگترین لذت زندگی انجام کاری است که دیگران معتقدند از عهده ما بر نمی آید

"" والتر باگمت ""


أعظم متعة في الحياة هو فعل ما يقول الناس أننا لا نستطيع تحمل(عربی)

آذری
آHəyatda ən böyük zövq insanlar biz ödəyə bilməz demək nə edi

ترکی

Hayatta en büyük zevk insanlar biz göze alamaz söylediklerini yapıyor

ترجمه دوست عزیز:  بهنام

The biggest joy within life is to do a work what others think we can't overcome

 

ترجمه دوست عزیز : پگاه

انگلیسی:The utmost elation in whole life is to do what others believe we do not surmount.
فرانسه: Le plus grande exaltation dans toute la vie est de faire ce que d'autres croient nous ne sommes pas surmonter

 

ترجمه دوست عزیز : englishpower

The best pleasure of life is, doing what the ohers believe we aren't able to do

 

ترجمه دوست عزیز : جعفر

 

انگلیسی:

 Greatest pleasure life has to do something that others believe we are not responsible for the liberty


فرانسه:

 La vie est le plus grand plaisir que d'autres a cru en nous, de la responsabilité n'est pas

 

ترجمه دوست عزیز :teacher

the best joy in life is doing what others belive we can't

 

ترجمه دوست عزیز : علی

The best life's joy is doing something others believe we can't manage

 

ترجمه دوست عزیز : سیمین

the bigest joy in the life is doing a job that others believe we can't handle it

 

خیلی ممنون از همه این دوستان که ماروقابل دونستن و برامون ترجمه گذاشتن

شما دوست عزیز هم به هر زبانی که توانایی دارید جمله بالا را ترجمه کنید