گزارشي از تخريب آثار باستاني و تاريخي استان کرمانشاه
تيشه بر ريشه آثار باستاني-دوستان گرامی این مطلب در 4 شماره پیش نشریه غرب و مجله وزین میراث ماندگار چاپ شد.طبق قولی که به شما خوانندگان وفادار وبلاگم دادم مطالبی را که در نشریات مختلف چاپ میکنم را در وبلاگ هم قرار میدهم .فقط اگر کمی طول میکشد پوزش مرا بپذیرید گرفتاریهای مختلف و بدلیل آنکه مجبور میشوم گاهی مطالب چاپ شده در نشریات را دوباره تایپ کنم دیر میشود .
سعيد قاسمي(مدرس دانشگاه-پژوهشگر تاریخ و باستان شناسی)
استان کرمانشاه موزه ي زنده اي از تاريخ است و از دوران پيش از تاريخ تا تاريخ معاصر را در خود جاي داده است. هفته ي ميراث فرهنگي فرصتي است تا يادمان بيفتد چقدر با اين آثار تاريخي نامهربان بوده ايم. مواردي که ذکر مي شود قطره اي است از دريا. درياي ميراث فرهنگي و تاريخي که مانند درياچه اروميه هر روز خشک تر مي شود.
دکتر مهدي رهبر در بازديدي از وضعيت آثار تاريخي گفت: »متأسفانه بسياري از آثار تاريخي پس از شناسايي به علت حفاظت نشدن مورد تهديد جدي قرار مي گيرد«[سايت خبر مرکز کرمانشاه]
در اين مواقع قسمتي حفاري مي شود و بدون حفاظت به امان خدا رها مي شود و شب هنگام غارتگران فرهنگي آن محوطه باستاني را رها مي کنند.
چند وقت پيش با يکي از اساتيد باستان شناسي کار کردم ايشان گفت: مدت 3 ماه بر روي يک محوطه تاريخي در اطراف يکي از شهرستان هاي کرمانشاه کار کرديم روزي آمديم و ديديم شهرداري يا هر نهاد ديگري زباله و نخاله هاي خود را در محوطه حفاري خالي کرده است!
بلايي بر سر طاقبستان آمده است که تمام درزها و ترک هاي اين افتخار کرمانشاه يا ترک خورده يا جلبک آن را پوشانده است. بخشي از ديوار شکارگاه خسرو هم که کاملاً ويران شد.
به گزارش خبرگزاري مهر:»در پي تخريب بخشي از ديواره شکارگاه خسرو در منطقه تاريخي طاقبستان سرپرست هيئت کاوش اين شکارگاه در پاسخ به مهر درخصوص علت اين حادثه گفت: نگهداري از آثار کار من نيست و پژوهشکده ميراث بايد پاسخگو باشد« که البته هيچ مقامي هم پاسخگو نبود.
البته نابودي طاقبستان موضوع تازه اي نيست و در سال 1385هم بخشي از شکارگاه خسرو هم نابود شد البته پل ها هم ساخته نشد ولي ديوارهايي که سال ها خاطرات مردم کرمانشاه بود از بين رفت.
کرمانشاه را استان گنجينه هاي مدفون مي خوانند اما اين گنجينه ها به دست چه کساني مي رسد آيا به موزه مي رود و يا سر از حراج هاي دبي ولندن در مي آورد براي پاسخ به اين پرسش اين گزارش ايسنا را بخوانيد:
»آن قدر مناطق باستاني و تاريخي در استان کرمانشاه وجود دارد که اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري اين استان براي کنترل و حفاظت از آنها همواره با مشکل روبرو است. در اين شرايط حفاري هاي غيرمجاز به شکل پراکنده در تپه ها و محوطه هاي باستاني اين استان انجام مي شود حتي کار به جايي رسيده است که برخي حفاران که گويا حوصله حفاري غيرمجاز به روش هاي متداول که زمان برند ندارند با بيل مکانيکي تپه هاي تاريخي[که جزء مناطق حفاظت شده هم هستند] به اميد يافتن آثار مي کاوند!!
چندي پيش عده اي از دوستداران ميراث فرهنگي براي مشاهده عمق اين فاجعه که براي تپه گاکيه که متعلق به دوران پيش از تاريخ که نه تنها براي فرهنگ کرمانشاه بلکه براي کساني که بر روي تمدن پيش از تاريخ در جهان کار مي کنند داراي اهميت است رفتند و به وضوح فاجعه اي که براي اين منطقه رخ داده بود را به تصوير کشيدند حفره هاي به عمق 10 متر که به راحتي با بيل مکانيکي تپه باستاني گاکيه را نابود کرد. [برگرفته از خبرگزاري ايسنا]
تپه تاريخي شادمان هم بارها و در دفعات مکرر توسط غارتگران ميراث فرهنگي با بيل مکانيکي، لودر و... انجام مي شود.
رييس شوراي روستاي شادمان اظهار مي کند: گروهي در حدود 20 روز با بيل مکانيکي تپه را کاوش کردند عده اي از اهالي روستا هم بامسئولين تماس گرفتند اما خبري از رسيدگي نبود.
اينجانب شاهد انواع اين حفاري هاي غيرمجاز بوده ام با تلفن 110 تماس مي گيري مي گويند خود ميراث يگان حفاظت دارد با تلفن 118 تماس مي گيريم و تلفن »يگان حفاظت ميراث فرهنگي« را مي خواهم. شماره ميراث فرهنگي را مي دهد ولي هيچکدام از تلاش هاي من به ثمر نمي رسد در حالي که غارتگران همچنان محوطه هاي تاريخي و باستاني را شخم مي زنند!!
از اين نمونه ها بسيارند و نمونه ديگر؛
اثر باستاني»فراي کن« که به زبان فارسي يعني»فرهادکن« که در دشت »ديره« در شهرستان گيلانغرب قرار دارد که با توجه به شباهت آن به گوردخمه هاي هرسين متعلق به دوران اشکاني مي باشد(1) که متأسفانه جهت تأمين شن و ماسه براي بتن ريزي تونل انتقال آب دشت ديره به تنگ»کورک« با استفاده از انفجار و ادوات مکانيکي به جان کومي که اين اثر منحصر به فرد باستاني افتاده اند و شايد تا کنون اين اثر بلکه تخريب شده باشد البته تخريب ميراث فرهنگي در گيلانغرب بي سابقه نيست و چند سال پيش تپه باستاني»قلا« را به بهانه ايجاد فضاي سبز به کلي تخريب کرد.
نابودي آثار باستاني کرمانشاه محدود به آثار کمتر شناخته شده نيست بلکه آثار باستاني مهم استان که در زمره گنجينه تاريخي تمدن بشري محسوب مي شود به عنوان نمونه»بناي طاق گرا« که در گزارش و تصاويري که پايگاه خبري، کرمانشاه پست، از وضعيت اين بناي تاريخي داده است چيزي فراتر از فاجعه است و اين بنا که از مهم ترين آثاري است که مي توانست توريست را به اين منطقه جذب کند تبديل به محل تجمع معتادين و زباله داني شده است؟!
در حالي که مي شد بناي طاق بستان راثبت جهاني کرد و افتخار ابدي براي کرمانشاه آفريد. با بلايي که بر سر محوطه تاريخي اين اثر منحصر به فرد آمده است که اگر تا چند سال بعد همين مجموعه هم باقي بماند خود جاي شکر دارد. وضعيت ديگر آثار باستاني و تاريخي کرمانشاه هم بسيار نامناسب است. از وضعيت بيستون، پل کهنه، استل آنوباني پال[اثري فوق العاده ارزشمنداز دوران لولوبي] غارهاي باستاني مانند غار موخر و غار شکارچيان، دخمه هاي باستاني و...
کرمانشاه که به راستي »گهواره تمدن« و »دالان تاريخ« است هنوز يک موزه کامل و آبرومند ندارد. مثلاً سر مجسمه هرکول که چندين بار دزديده شد اکنون در چه محلي و در چه شرايطي نگهداري مي شود.
ضمن شادباش هفته ميراث فرهنگي شايد اين هفته تلنگري باشد که يادمان نرود ميراث باستاني و تاريخي سند زنده و گوياي يک تمدن است امروز که تمامي کشورهاي دنيا به دنبال حفظ و پاسداشت هويت و تمدن و تاريخ خود هستند بياييد ما هم قدري با آثار باستاني و تاريخي خود مهربان باشيم.
کشورهاي حاشيه خليج فارس براي يافتن آثاري از تمدن بزرگترين باستان شناسان دنيا را با هزينه هاي هنگفت استخدام کرده اند و ساليانه ميليون ها دلار براي تاريخ نگاري يا بهتر بگويم تاريخ سازي خرج مي کنند. آلمان ها يک ديوار متعلق به جنگ جهاني دوم را قاپ گرفته اند و به بهترين شکل از آن نگهداري مي کنند اما ما کاروانسراي صفوي را محل نگهداري معتادين مي کنيم و براي جاده سازي آثار باستاني پيش از تاريخ را با ديناميت منفجر مي کنيم.
(1) البته متأسفانه تا کنون هيچ کاوش باستان شناسي علمي در اين منطقه انجام نگرفته است و نظر شخصي اينجانب است. علاقه مندان مي توانند به مقاله اي که نگارنده در اين مورد نوشته رجوع نمايد.
قاسمي- سعيد. ماهنامه علمي گروه باستان شناسي واحد ابهر، مقاله گور دخمه هاي کرمانشاه
در 15 اذر در دیار شعر وشعور کرمانشاه زاده شدم ولی به راستی تمامی خاک ایران این گربه چسبیده به پهنه اسیا سرای من است.نگاشتن را از هنگامه ای که اموختن را فرا گرفتم با سیاه مشق های کودکانها م اغاز کردم.از همان روزگاران فرا گرفتم که اموختن ونگاشتن در سپهرتقدیر من گذارده شده است.پس از گذشتن روزگاران در دانشگاه با توجه به عشق و علاقه ای که به فرهنگ وتمدن ایران زمین این کهندژ پیر ودانایی وفرزانگی داشتم در رشته تاریخ در مقطع کارشناسی ومراحل بالاتر در گردونه اموختن گام زدم. اکنون نیز هر چند که تا پایان عمر دانش اموزمیدانم در کنار نگاشتن و خبرنگاری به تدریس در دانشگاهها میپردازم.