تبليغاتX
قالب وبلاگ قالب وبلاگ
زاگرس 831

زاگرس 831
 
رودخانه هر چه عمیقتر باشد آرام تر است.منتسکیو

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 توسط سعید قاسمی
برای کسانی که برنامه 90 را در تاریخ 19 -10 90 دیده اند مطلبی جالب بود وآن این که برای اولین بار به مافیاهای فوتبال اشاره شد مافیاهایی که همه کاری میکنند حتی قتل وکسی هم نیست که به حساب کتاب آنها رسیدگی کنند. هر پدیده ای که در آن پول هست لاجرم اگر دقت کافی در آن باشد فساد هم می آید .اما حالا که بحث دلال بازی در فوتبال داغ شده است من هم به عنوان یک روزنامه نگار چند موردی از این دلال بازیها را افشا میکنم :

-مقطع کارشناسی ارشد همه با پایان نامه اش میشناسند ودر واقع پایان نامه ونام استاد راهنما معرف تمام کاری است که یک دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد انجام میدهد.

در آن موقع من هم حاصل تحقیقات شبانه روزی خودم با استاد ارجمند دکتر مسعود گلزاری را که حدودا یکسال زمان برده بود را ارائه دادم ابتدا مدیر گروه از من ایراد موضوع گرفت بعد ایراد محتوا و دست آخر گفتند جناب دکتر مسعود گلزاری اصلا صلاحیت ندارد در صورتی که رشته تاریخ را دکتر گلزاری این پیر سپید موی فرزانه به دانشگاه ابهر آورده بود.

در ادامه و با قید حیات با شما از ناگفتنی های گفتنی در این مورد بسیار میگویم

بعدا همان جناب مدیر گروه با واسطه ای گفت شما پایان نامه خود را با آقایان دیگری بردارید که این آقایان نه تنها در رشته تاریخ مدرک نداشتند بلکه الفبای روش تحقیق هم نمیدانستند.با کمی تحقیق متوجه شدم این آقایان اسمی بیشتر نیستند و کل مزایای پایان نامه و هشتاد درصد از پول پایان نامه به جیب آقایان می رود  بنده در برابر این موضوع مخالفت کردم و چنین  شد که رتبه 1 کارشناسی ارشد پایان نامه اش چهار ترم طول کشید هر چند رسوایی آن آقایان هم در آمد

با شما از این مافیا ها به قید حیات بیشتر خواهم گفت ونوشت



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم دی 1390 توسط سعید قاسمی
دوست عزیزی نوشته است:

(سه چها تا آدم اومدن میگن بایرامپور بایرامپور اصلا بایرامپور رای نداره بیله سوار به سایت بیر بیله سواری نگاه نکن من خودم 28 ساله بیله سوارو فک و فامیلامو میشناسم و میدونم کی طرفدارشه و کی فلان 70درصد بیله طرفدار بایرامپور نیستند و فقط تو چشم تو هم چشمی میگن طرفدارشیم
ابراهیمی و سپه بعدش رعنایی و بایرامپور .. در بیله سوار رای دارن)

دوست عزیز من اصلا این آقا را نمیشناسم از لطف وعنایت شما به دکتر اسماعیل ابراهیمی وخودم هم تشکر می کنم مطمئن باشید امید ما در بیله سوار و تمامی منطقه مغان به حضور شماست به امید خدا در اولین فرصت در دیدار حضوری دکتر اسماعیل ابراهیمی با مردم خونگرم بیله سوار شما ودوستانتان را میبینیم

دوست بزرگواری نوشته است:

بنده اولا به نحوه تدریس کتاب انقلاب اسلامی شما در کلاس علاقه دارم باتوجه به اینکه شاید علاقه ای به سیبا سلام خدمت استاد عزیز جناب آقای سعید قاسمی

است و تاریخ ندارم و ثانیا از جنبه اینکه همیشه سرحال و مرتب از نظر پوشش در کلاس حاضر میشوید به حضرتعالی علاقه وافر دارم و یک خواهش دارم که با توجه به اینکه بنده کارمند و 33سال دارم دیدتان با ما سالخورده ها نسبت به دانشجویان جوان فرق داشته باشد ؟

دانشجوی کوشا با درود

-از لطف بی پایان شما سپاس گزارم

ممنون راستش من سعی میکنم لا اقل از نظر پوشش تا انجایی که امکان داشته باشد مرتب سر کلاس حاضر شوم

بعدش دوست عزیز ۳۳ سال کجا سالخورده اس شما تازه در ابتدای جوونی هستید

تا درود دگر بار بدرود

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 توسط سعید قاسمی
مرد جوان در سرمای هوا قدم میزد دستهایش را مرتب به هم میمالید تا از سوز این سرما کم شود اما سرما به قدری سنگین بود که برف پشت درخت ها را خم کرده بود درست مانند خودش که پشتش از نامردمی ها خم شده بود در کورسو  دخترکی دست تکان میداد زیبا وبا موهای باز که به کمرش میرسید.

مرد جوان گفت تو کی هستی؟

دخترک گفت من فرشته ام

مرد جوان گفت مگه فرشته بدون بال هم هست

فرشته گفت :همینیه که هست.

بهار شده بود سرما وظلمت زمستان هم رفته بود مرد جوان فهمید فرشته ها واقعا وجود دارد در همین نزدیکی.در همین حوالی کافی است به معجزه عشق ایمان داشته باشی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم آذر 1390 توسط سعید قاسمی
رادیو تاکسی داشت مستقیم نطق های نمایندگان را پخش میکرد.

پیرمردی گفت چرا همه نمایندگان دارند داد میزنند؟

-گفتم اخه نزدیک انتخاباته باید خودی نشون بدن

دختر جوانی گفت مگه خود نشان دادن اینجوریه

-گفتم اینم یه جرشه

پیرمرد گفت:بابا بیان ببینن درد ما چیه

راننده گفت مگه دکترن

گفتم ماشالله بیشترشون دکترن البته از اون دکترا

دختره گفت از کدوم ها

هوا خیلی سرد بود ولی بحث تو تاکسی گرم گرم بود

مث همیشه راننده پول خرد نداشت.

سرما تا مغز استخوان میرسید شعر اخوان ثالث یادم اومد

زمستان است هوا بس ناجوانمردانه سرد است


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم آذر 1390 توسط سعید قاسمی

دانشجویانی که روز یکشنبه 11.9 90 با اینجانب کلاس دارند به دلیل تقارن با ایام سوگواری تشکیل نخواهد شد .تاریخ کلاس های جبرانی در بورد دانشگاه و وبلاگ اعلام خواهد شد.دروس روز یکشنبه به شرح ذیل به تاریخ دیگری موکول خواهد شد:

-مبانی علم تربیت

-مبانی فسفه مغرب زمین

-تاریخ مغول وتیموریان

-عربی اختصاصی

-تاریخ انقلاب اسلامی

لطفا جهت آگاهی از زمان و تاریخ تشکیل کلاس به نماینده کلاس خود مراجعه نمایید


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم مهر 1390 توسط سعید قاسمی
چند وقت پیش نوجوانی در کرج به خاطر لحظه ای نادانی بر چوبه دار رفت شاید اگر علیرضا ملا سلطانی آن شب روح الله داداشی قویترین مرد ایران را نمی کشت ومثلا سیگار فروش سر گذر را می کشت اعدام نمیشدبا این که چرا وچگونه حکم اعدام علیرضا صادر شد کاری ندارم با این که او هنوز ۱۷ سال را داشت وبر اساس قوانین بین المللل حقوق و حتی قوانین داخلی خود مان که اعدام افراد زیر ۱۸ سال را از مجازات اعدام مبری میداند نیز کاری ندارم حتی با این که برای او عنصر روانی جرم نیز صدق نمیکند یعنی او بدون قصد قبلی وتبانی قبلی به قصد قبل مرتکب قتل شده است هم میگذرم خطاب من با کسانی است

که در شب اعدام در کرج

-شب ساعت کوک کردند تا مبادا صبح زود این صحنه مهیج را از دست بدهند

-با اهل وعیال و حتی کودکان خردسال خود به صحنه اعدام رفتند .

-با هلهله وسوت وکف در استادیوم کرج حاضر شدند و هنگام اعدام نیز همچون صحنه گل زدن پرسپولیس به استقلال تشویق کردند.

-همسایه هایی که مسلط به محل اعدام بودند وساعت ۵ صبح  روی پشت بام بساط کرده بودند حتی برخی پشت بام خود را کرایه هم دادند.

-کسانی که با گوشی تلفن همراه خود این صحنه زیبا ومهیج را فیلمبرداری کردند وبرخی دیگر که موفق نشده بودند صحنه زیبای جان دادن جوان ۱۷ ساله را ببینند بلوتوث کردند تا مبادا این فسیلم زیبا و دلفریب از دست برخی برود ومبادا ببینند.

-ان مرد چاقالویی که در اخبار می گفت :حیف اعدام این جانی در ساعت مناسب نبود وگرنه جای ۱۵ هزار نفر ۱۰۰ هزار نفر می امد!!!.

در یک کلام کلیه افرادی که با خریدن تنقلات و تخمه و به همراه آوردن اهل وعیال به تماشای لحظه اعدام یک نو جوان رفتند.

علیرضا ملاسلطانی هر کاری کرده بود  ومستحق اعدام بود یا نبود بماند(البته من خود را به دلیل نه این که اندک اشنایی با علم حقوق دارم نه به اعتبار بیش از ۱۵ سال روزنامه نگاری نه به اعتبار چند کتاب خواندن در جامعه شناسی و جزا وجرم شناسی بلکه به اعتبار انسان بودنم میتوان مخالف این اعدام باشم که هستم)اما ما را چه شده است

مردن یک انسان برای ما میشود تفریحات سالم با خانواده

در حالی که همان روز در کرج ۲ کنسرت موسیقی ۴تئاتر و انبوهی مسابقات ورزشی برگزار میشد اما جماعتی شب ساعت کوک کردند وساعت ۵ صبح به تماشای جان دادن انسانی رفتند.

اصولا جامعه شناسی جرم ثابت میکند که خشونت عریان به هیچ وجه بازدارنده نیست مثلا همین قتل که با آلت قتاله سرد (چاقو) انجام شد ولی هم قبل وهم بعدش نوجوانانی هستند که در جیب خود چاقو میگذارند جامعه هم هیچ واکنشی انجام نمیدهد و همین چاقو ها ناخواسته قتلی را به بار می آورد.

به هر حال جامعه ما به چه بحرانی دچار شده است که متناوب باز تولید خشونت میکند گاهی به چشم میاید و در بسیاری از موارد هم نه ولی این خشونت به تکثیر میپردازد.از کودک آزراری گرفته تا قتل در همین ماه گذشته دادگاهای ایران ۲۰ پرونده اسید پاشی را رسیدگی کرده اند.

در این میان گروهی برای دیدن رقصی شوم به استادیوم رفتند

رقص مرگ نوجوانی بر چوبه دار


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 توسط سعید قاسمی
با درود به تمامی دوستان گرامی وشادباش ماه رمضان وپوزش بسیار از تاخیر به ابراز محبت ها ولطف بی پایانشان راستش در این مدت که اتفاقا ترم تابستانی هم تدریس میکنم وکلی کار دیگر هم دارم باعث شد کمتر بتوانم وبلاگ را به روز کنم البته سعی کردم که مطالب را گزیده تر وبا وسواس بیشتری دنبال کنم واما بعد

این هفته که در ان هستیم روز خبرنگار بود امسال مظلومانه ترین وغریبانه ترین روز خبر نگاری بود که داشتم فقط به عده محدودی از همکاران سابقم تبریک گفتم البته کمتر کسی هم به ما تبریک گفت خب دیگر دنیا است یاد داستانی افتادم

(روزی عمرو لیث صفاری در  جنگ با خلیفه عباسی شکست میخورد و ناخوداگاه به دست سپاهیان عرب در چادری زندانی میشود .شب هنگام غذای او را در سطلی ریخته با بی احترامی جلویش میگذارند سگی شیطان به سراغ غذا میرود ودسته سطل غذا به گردنش میآویزد ناگهان عمرو لیث میخندد نگهبان میگوید به چه میخندی

میگوید به بخت تاریک خود تا دیشب آشپز خانه مرا ۷۰ شتر می کشید و امشب اشپزخانه مرا سگی بر گردن دارد

خب دیگر روزگار است وچرخ گردون زمانی هم مطالب ما را هزاران نفر می خواند وامروز از صبح منتظر کسی بودیم که یادمان بیاورد خبرنگار بودیم.

تا درود دگر بار بدرود


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم تیر 1390 توسط سعید قاسمی
می خواهم نوشته ام را با چکامه ای از فردوسی بزرگ آغاز کنم گویی او اکنون حاضر وناظر بر کارهای ماست واین که برای این که برای ایران زمین چه کرده ایم ؟

که میگوید:

زخاکیم باید شدن سوی خاک

همه جای ترس است وتیمار پاک

جهان سربه سر حکمت وعبرت است

چرا بهره همه ما غفلت است؟

راستی چرا چرا؟؟؟کار ما یکسره غفلت است؟

ابتدا ببینیم داستان از کجا شروع شد داستان از دزدیدن مجسمه های مفاخر ایران شروع شد مانند ابن سینا.ستارخان.باقرخان.و....در آن زمان گفتند که کار دزد ها یا افراد خودسر بوده است در همان زمان عده ای از اهل فن گفتند که برداشتن این مجسمه ها نیاز به جرثقیل وابزار خاص دارد

از رفتن مفاخر ایران هنوز سالی نگذشته بود که مجسمه های آرش کمان گیر هم از میدان ساری رفت مجسمه هایی که خود آثر بزرگی بود وتاریخی

این رفتار وکردار ادامه داشت تا رسیدیم به آریوبرزن ویاسوج ابتدا گوشه ای از داستان را بخوانید:

تاکید دادستان یاسوج بر پائین آوردن مجسمه آریوبرزن

در حالیکه دادستان یاسوج خواستار پائین آوردن مجسمه آریوبرزن از میدانی به همین نام در شهر یاسوج شد، نماینده ولی فقیه در استان کهگیلویه و بویراحمد با برداشن این تندیس مخالفت کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، پس از آنکه فرمانده سپاه فتح استان نصب مجسمه آریوبرزن در ورودی شهر یاسوج را مورد انتقاد قرار داد، دادستان یاسوج به شهرداری این شهر دستور داد مجسمه آریوبرزن را از میدانی به همین نام در شهر یاسوج پایین بیاورد.

سردار شهابی فر صبح پنجشنبه در کنگره سرداران و ۶۰۰ شهید شهرستان بویراحمد گفته بود:”امروز دم اسب آریو برزن را مشرف بر تمثال مبارک شهیدان کرده‌اند که ضروری است دادستان کهگیلویه و بویراحمد دستور تخریب آن را بدهد.”

دادستان یاسوج در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: سپاه نامه ای به دادستانی نوشته است که با توجه به اینکه ما ارزشهای متعددی داریم که می شود به عنوان نمادهای ارزشی استفاده شود، و در این نامه تقاضا کرده اند که به جای این مجسمه از نمادها و ارزشهای اصیل استفاده شود.

حجت الاسلام سید محمود موسوی پور افزود: براین اساس ما هم به شهرداری نامه ای نوشتیم که در این خصوص اقدام کنند.

وی بیان کرد: در حالی که رفتگرهای شهرداری به درب خانه های مردم مراجعه کرده و تقاضای کمک مالی می کنند و پارک های ما نیاز به توسعه دارد و فضای سبز ما مشکل دارد، اگر به جای این مجسمه های چند میلیونی و جشن های میلیونی به این ها پرداخته شود، بهتر است.

661996 orig تاکید دادستان یاسوج بر پائین آوردن مجسمه آریوبرزن

موسوی پور اظهار داشت: نمادهای ارزشی زیادی در جامعه داریم از جمله شهدا، علما و نقش مردم در صحنه های مختلف انقلاب که بهتر است به جای مجسمه هایی که فرهنگ نگهداری از آن را نداریم و فردا خراب می شوند، از این نمادها استفاده کنیم.

وی ساخت این مجسمه ها را اسراف دانست و گفت: به شهرداری اعلام کردیم که با توجه به درخواست سپاه و مردم این مجسمه پایین آورده شود.

دادستان یاسوج در خصوص مبنای حقوقی این دستور نیز گفت: هرکجا حقوق جامعه مورد تعرض قرار بگیرد دادستان می تواند تذکر دهد و اقدام کند.

موسوی پور بیان داشت: در صورتی که شهرداری یاسوج در موعد مقرر نسبت به برداشتن این مجسمه اقدام نکند برخورد قانونی صورت می گیرد.

پاسداشت قهرمانان ملی مغایر ارزش های اسلامی نیست/ مخالفت با برداشتن تندیس

 

662000 orig تاکید دادستان یاسوج بر پائین آوردن مجسمه آریوبرزن

در این راستا نماینده ولی فقیه در کهگیلویه و بویراحمد با برداشتن تندیس”آریوبرزن” در میدان ورودی شهر یاسوج مخالفت کرد و گفت: پاسداشت قهرمانان ملی منافاتی با ارزش های اسلامی ندارد.

آیت الله سید کرامت الله ملک حسینی به خبرنگار مهر گفت: آریوبرزن یک سردار ایرانی ضد ظلم، ضد تجاوز و ضد اشغالگری بوده است و پاسداشت آن هیچ اشکالی ندارد بلکه قدردانی از چهره های مثبت و افتخار آفرین وظیفه هر انسان شرافتمندی است.

وی اظهار داشت: کسانی که مخالف نصب این تندیس هستند جلوی پخش سریالهایی مثل “جومونگ” و قهرمانهای خودساخته دیگر کشورها را از تلویزیون بگیرند.

آیت الله ملک حسینی با بیان اینکه ایران آنقدر قهرمان ملی و اسلامی دارد که امثال “جومونگ” به اندازه خاک پای هیچکدام از آنان نیست، گفت: شاهنامه فردوسی مملو از داستانهای حماسی و قهرمانان ایرانی است و لازم است جوانان ما به جای اینکه وقت خود را صرف داستانهای تخیلی و دروغ پردازیهای سایر کشورها درخصوص قهرمانانشان کنند با قهرمانان کشور خودشان آشنا شوند.

عضو خبرگان رهبری تصریح کرد: کسانی که تعصبات بی جا نسبت به این گونه مسائل بی اهمیت دارند در خصوص ناهنجاری های اجتماعی و تظاهر به گناه در شهرهای استان حساسیت و غیرت نشان دهند.

وی با اشاره به اختلاف های محلی ساکنان بخش های “اکبرآباد” و “نجف آباد ” شهر یاسوج در خصوص مالکیت میدان مکان نصب این تندیس در شهر یاسوج، تصریح کرد: اهالی این منطقه می گویند پس از نصب این تندیس اختلافات قدیمی بر سر این میدان رفع شده که این خود نکته مثبتی است.(متن فوق برگرفته از سایت ها ومطبوعات است)

اما آریوبرزن که بود که اکنون باید با او چنین کنیم ؟

آیا او نماد تفکر غربی وشرقی است؟

او کیست واصلا چرا نامش در تاریخ  ایران ماندگار شد.

هنگامه حمله اسکندر گجستک(نفرین شده) از نقاط کهگیلویه و بویراحمد در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و نموداری از شجاعت و از جان گذشتگی در راه میهن رابرای آیندگان به یادگار گذاشت.او به همراه خواهر خود (یوتا)که فرمانده بخشی از سپاه را داشت با کمتر از ۱۰۰۰ نفر در برابر ارتش میلیونی  اسکندر ایستاد آنقدر مقاوت کرد تا چوپان خائنی راه خانه دوست را به دشمتن نشان داد واسکندر از بیراه که خائن به او نشان داده بود بر آریو برزن دست یافت راستی گویی جهان تکرار است هنوز هم چوپان خائن که دزد را دوست بداند وخانه دوست را به دشمن نشان دهد هستند؟

به هر روی این امر باید همین جا متوقف شود ومجسمه هایی و نماد های ایران هر چه سریعتر سر جایشان برگردد.هر کشور اسطوره ها وتاریخ خودش را دارد که نسل به نسل تکرار میشود و با دستور وبخش نامه هم تاریخ ساخته نمیشود .

اما وظیفه ملی ومیهنی ما چیست ماییم که باید جایگاه خود را مشخص کنیم که میخواهیم مانند

-اریو برزن و خواهرش یوتا یا آرش کمان گیر باشیم یا مانند اسکندر ویا مانند همان چوپان فرومایه ای که ظاهرا ایرانی بود ولی نشان خانه دوست را به دشمن داد.

یادمان نرود که در یونان همچین واقعه ای گویا رخ داده است یونانیان برای لئونیداس همان که در فیلم ضد ایرانی ۳۰۰ دیدید کلی بنای یادبود برگزار کرده اند واگر از یک یونانی بپرسی ترموبیل کجاست ولئونیداس چه کسی بوده حتی مراسم دو مارتن را هم به تبلیغات برای او تبدیل میکنند و مجسمه های بزرگ از نقره وبرنز و حتی طلا به یادش سراسر یونان ساخته اند.

دنیا با مفاخرش چه میکند و ما چه میکنیم. جای آن دارد که بار دیگر از فردوسی بزرگ کمک بگیرم

زبهر بر وبوم وفرزند خویش

زن وکودک وخرد وپیوند خویش

همه سر به سر تن به کشتن دهیم

به از آن که ایران به دشمن دهیم

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم تیر 1390 توسط سعید قاسمی
در پی مسائل رخ داده در سطح استان کرمانشاه وگمانه رنی های برخی مهندس سید دادوش هاشمی استاندار محبوب ومردمی کرمانشاه  گفت که هیچ بحثی از رفتنم نیست.او در ادامه عنوان کرد.:

همچنان با تمام قدرت و توان در خدمت مردم کرمانشاه هستم.مهندس سید دادوش هاشمی اظهار داشت: هیچ صحبتی از تغییر و تحول در استانداری کرمانشاه نیست. وی در ادامه با بیان اینکه برخی امید دارند که من از استان کرمانشاه بروم، تصریح کرد: هیچ بحثی از رفتن من از استان کرمانشاه نیست و همچنان با قدرت برنامه های خود را در استان پیگیری می کنم.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم تیر 1390 توسط سعید قاسمی
در حالی که تیم شیرین فراز در سکوت کامل خبری به خواب خرگوشی میپردازد وتقزیبا در فصل یارگیری وبدنسازی که از نظر فصل فوتبالی بسیا سرنوشت ساز است هیچ تحرکی از سوی مالکان وصاحبان تیم دیده نمیشود به طوری که تمام تماس های اینجانب برای دسترسی به مربیان وبازیکنان این تیم مردمی به جایی نرسید وچند نفر از بازیکنان تیم که با هم دوست هستیم را در پارک وکافی شاپ و...دیدم.

فعلا اوضاع این تیم بدجوری آشفته است در این میان جمعی از دوستداران تیم شیرین فراز وبلاگ هوادارن تیم شیرین فراز را راه اندازی کرده اند ضمن تبریک به این دوستان در مورد وضعیت تیم شیرین فراز باید بگیم متاسفانه وضعیت خیلی داغان ودرهم است مدتی با تحویل تیم به آقای هدایتی مالک استیل آذین آقای هدایتی افکار عمومی را به بیراهه بردند فعلا هم که تمام نگاه های داخل استان به وضعیت شورای شهر واستعفای شهردار مشغول است


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ